در باره ما سایتهای برتر    بزرگان افغانستان گزارشها هنر وادب اسلام   تماس باما English

 

 
 
          معرفت 63    
 

 

           
    محبان واقعي چه كساني اند؟        
   

 

    سـرمقاله  
   


يكي از واژه‌هايي كه امروز مورد تحريف قرار گرفته است، واژه محبت است. هر قوم و گروهي ادعاي محبت الهي كرده و خود را از محبان واقعي او قلمداد مي‌كنند. در حالي كه عملكردشان برخلاف ارزش‌هاي ديني و رفتارهاي اجتماعي و اخلاقي مي‌باشد. پس بر آن شدم تا در پرتو آموزه‌هاي ديني، در اين مورد روشنايي بيندازم، تا اين كه مردم‌مان بتوانند محبان واقعي را از محبان غيرواقعي تميز داده و فريب اين دجالان آدم‌نما را نخورند.
علما و عرفاي حقيقي، از محبت تعاريف متعددي ارايه كرده‌اند كه ما به برخي از آنها مي‌پردازيم.
محبت، يعني قلب مالامال از عشق و هميشه به سوي محبوب متمايل‌بودن.
ترجيح خواسته‌هاي محبوب همراه با تمامي مشكلاتش.
موافق رضاي محبوب در خلوت و جلوت كاركردن.
ازدياد‌بخشيدن طاعت و دوري از گناه و معصيت.
جنيد بغدادي كه يكي از عرفاي مشهور در تاريخ ما است، محبت را چنين برمي‌شمارد: محبت، يعني گذشتن بنده از نفس خويش در برابر پروردگار خويش و هميشه به ذكر او بودن و در راه اداي حقوقش به پا خواستن و وي را ناظر قلب و اقوال خويش دانستن، صحبتش براي رضاي وي و دربارة وي، حركتش به امر او و سكونتش همراه ذكر او و خلاصه «فهو بالله و لله و مع الله»
تعريفي را كه جنيد مي‌كند، جامع‌ترين تعريف دربارۀ محبت مي‌باشد. وي دوستدار واقعي را كسي مي‌داند كه خواسته‌ها و اوامر الهي را بر تمام خواسته‌هاي نفساني خود ترجيح داده و تمام زنده‌گي خود را در راه رضاي محبوبش وقف كرده است و سپس براي تحقق‌بخشيدن دستوراتش در جامعه، تمام كوشش خود را به خرج مي‌دهد و ديگر اين كه وي را در تمامي احوال ناظر خود دانسته و هيچ گاهي خلاف خواسته‌هاي پروردگارش قدم برنمي‌دارد و اگر كاري هم مي‌كند، فقط خالصانه براي رضاي وي مي‌كند و از ملامت هيچ ملامت‌كننده‌يي هم نمي‌هراسد و صحبتش هميشه براي رضاي وي و دربارة عظمت و بزرگي وي مي‌باشد. خلاصه اين كه زنده‌گي خود را موافق با خواسته‌هاي پروردگارش كه در قرآن و سنت ذكر گرديده است عيار مي‌سازد و هيچ گاهي از دستورات محبوب خود سرپيچي نمي‌كند.
قرآن كريم نيز شرط ادعاي محبت را پيروي از فرامين و دستورات پيامبر(ص) برمي‌شمارد و در اين مورد چنين مي‌فرمايد: (قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمْ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * بگو: اگر خدا را دوست مي داريد، از من پيروي كنيد تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشايد، و خداوند آمرزندة مهربان است)
امام فخرالدين رازي در شأن نزول اين آيه چنين مي‌فرمايد:
بدان! زماني كه الله متعال مردم را به فراگرفتن ايمان به خودش و پيامبرش از روش انذار و تبشير استفاده مي‌نمود، سپس براي دعوت ايشان از روش ديگري نيز استفاده نمود و آن هنگامي بود كه يهود مي‌گفتند: ما فرزندان خداوند و دوستانش مي‌باشيم و همچنين روايت شده كه رسول‌الله(ص) بر قريش وارد شد و ايشان در مسجدالحرام بت‌ها را سجده مي‌كردند، سپس فرمود: «اي قريش! به خدا سوگند كه شما از ملت ابراهيمي مخالفت مي‌ورزيد، ايشان گفتند: ما اينها را از براي محبت الهي عبادت مي‌كنيم تا اين كه ما را به درگاه الهي نزديك گرداند و همچنين مسيحيان مي‌گفتند كه: ما حضرت مسيح را فقط از براي محبت الهي بزرگ مي‌داريم. الله متعال اين آيه را نازل فرمود:
خلاصه هر يك از فرق مختلفه ادعاي محبت الهي را مي‌كردند و خويش را طالب و مطيع او مي‌دانستند. الله متعال به پيامبرش چنين خطاب نمود:
بگو: اگر شما در ادعاي محبت الهي صادقيد،‌ پس منقاد اوامرش باشيد و از مخالفت دستوراتش دوري گزينيد و كسي كه محب الهي باشد از آن چيزي كه باعث خشم و غضب الهي مي‌گردد، دوري گزيده و از پيامبرش متابعت مي‌كند و اگر كسي از پيامبرش پيروي نكند، هرگز محبت الهي را به دست نمي‌آورد.
ابن كثير در ذيل اين آيه چنين مي‌نويسد:
اين آيه حكم بر كذب ادعاي كساني مي‌كند كه خود را محبان واقعي الهي دانسته و از روش پيامبرش تخطي مي‌كنند؛ ايشان تا زماني كه از شريعت محمدي پيروي نكنند، دروغ‌گوياني بيش نيستند.
شهيد سيد قطب در تفسير اين آيه چنين نگاشته است:
«محبت خدا ادعاي زباني و عشق وجداني نيست؛ بلكه محبت خدا و عشق به الله علاوه از گفتار برون و نيت درون، پيروي از رسول خدا و گام‌نهادن در خط سير رهنمودها و ارشادات او و تحقق راه و روش وي در زنده‌گي است... ايمان تنها واژه‌اي نيست كه بر زبان مي‌رود و تنها احساساتي هم نيست كه بر دل مي‌دود و يا فقط شعاير و مراسمي نيست كه انجام مي‌شود. بلكه ايمان اطاعت از خدا و رسول و عمل‌كردن به برنامة الهي است، كه پيغمبر آن را با خود آورده است»
دكتور يوسف قرضاوي، بر رد كساني كه ادعاي محبت الهي را مي‌كنند و دست به اعمالي خلاف اعمال پيامبر و سلف صالح مي‌زنند، چنين مي‌گويد:
«بسياري از سالكان مدعي محبت خدا، كارهايي ناشي از جهل نسبت به دين در پيش گرفته‌اند، كارهايي از قبيل بيرون‌رفتن از حدود خدا و زير پا نهادن حقوق او و به خود بستن دعوي‌هاي باطل و بي‌اساس، مانند سخن بعضي از آنها كه: من از آن مريدي كه احدي را در جهنم گذاشته، ترك نمايد بيزارم و ديگري گفته است: هر يك از مريدان من كه احدي از مؤمنان را در جهنم ترك كند، مورد تنفر من است.
اولي مريد خود را مسؤول درآوردن همة جهنمي‌ها از آتش قرار داده و دومي مريدش را مأمور جلوگيري از دخول اهل كباير به جهنم كرده است.
بعضي ديگر از آنان مي‌گويند: چون روز قيامت فرا رسد، خيمة من روي جهنم برافراشته مي‌شود تا هيچ كس در آن وارد نشود و نمونه‌هايي از اين سخنان از برخي شيوخ معروف نقل مي‌شود، حال يا چنين مزخرفاتي را گفته‌اند و يا بر آنان دروغ بسته شده است... و به همين دليل، خداوند آزمايش براي دوستداران خود قرار داده و گفته است: (قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي...)
بنا بر اين، كسي جز آنان كه پيرو رسول خدا مي‌باشند، دوستدار خدا نيست، پيروي از رسول خدا نيز فقط با تحقق بنده‌گي و عبوديت، انجام‌پذير است و حال آن كه بسياري از مدعيان محبت از آيين و روش پيامبر خارج مي‌شوند و حالت‌هايي را ادعا مي‌كنند كه اين بحث گنجايش ذكر آنها را ندارد. حتي يكي از آنان، برداشته‌شدن تكليف و حلال‌شدن حرام براي خود و چيزهاي ديگري مخالف شريعت و سنت رسول را مدعي مي‌گردد»
در حديث آمده است: كسي كه براي خدا دوست بدارد، براي خدا دشمني ورزد، براي خدا بخشش كند و براي خدا دست نگاه دارد، به كمال ايمان دست يافته است.
و رسول خدا(ص) مي‌فرمايند: «اگر در كسي سه چيز بود، مزة ايمان را چشيده است: خدا و رسول خدا نزد او محبوب‌تر از ديگران باشند و فقط كسي را كه خدا دوست دارد، دوست بدارد و از بازگشت به معصيتي كه خداوند او را از آن نجات داده است گريزان باشد، به گونه‌اي كه از افتادن در آتش اكراه دارد»
چنين كسي در دوست‌داشتن و دوست‌نداشتن، تابع پرودگار خويش است. زيرا خدا و رسول براي او محبوب‌تر از ديگران بوده،‌ مخلوقات را هم تنها به خاطر خدا دوست مي‌دارد و اين حاصل محبت وي نسبت به خدا مي‌باشد، براي اين كه دوست‌داشتن محبوبِ محبوب، نشانة كمال محبت محبوب است.
نشانه‌هاي محبت:
براي اين كه بتوانيم محبان واقعي الهي را از مدعيان تفكيك دهيم، به ذكر برخي از علامات محبت مي‌پردازيم.
امام محمد غزالي علامات محبت را چنين برمي‌شمارد:
«بدان كه محبت گوهري عزيزست و دعوي محبت آسان است، پس نبايد كه آدمي گمان برد كه از جملة محبان است، وليكن محبت را نشان و برهانست، بايد كه از خود طلب كند و‌‌ آن هفت است:
اول: آن كه مرگ را كاره نباشد. رسول(ص) گفت: هر كه ديدار خداي دوست دارد، مرگ را كاره نباشد.
دوم: آن بود كه محبوب حق‌تعالي بر محبوب خويش ايثار كند و هر چه داند كه سبب قربت وي است، نزديك محبوب فرو نگذارد‌ و هر چه سبب بعد وي است، از آن دور بود و اين كسي بود كه خداي را تعالي به همة دل دوست دارد.
سوم: آن كه هميشه خداي تعالي بر دل وي تازه بود و دران مولع بود بي‌تكلف، كه هر كه چيزي دوست دارد ذكر آن بسيار كند و اگر دوستي تمام بود، خود هيچ فراموش نكند.
چهارم: آن كه قرآن را كه كلام وي است و رسول وي را و هر چه به وي منسوبست دوست دارد و چون دوستي قوي شد، همه خلق را دوست دارد،‌ كه همه بندگان وي ‌اند.
پنجم: آن كه بر خلوت و مناجات حريص باشد‌ و آرزومند باشد كه شب درآيد تا زحمت عوايق برخيزد و وي به خلوت با دوست مناجات كند.
ششم: آن كه عبادت بر وي آسان شود و ثقل آن از وي بيفتد.
هفتم: آن كه همه بنده‌گان مطيع وي را دوست دارد و بر همه رحيم و مشفق بود و هميشه عاصيان را و كافران را دشمن دارد؛ چنان كه گفت:
 (أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ)
 و يكي از پيغامبران پرسيد كه بار خدايا! اوليا و دوستان تو كيند؟ گفت: آنها كه چنان كه كودك بر مادر شيفته باشد، به من شيفته باشند و چنان كه مرغ پناه با آشيان دهد، ايشان با ذكر من دهند و چنان كه پلنگ خشمگين شود كه به هيچ چيز باك ندارد،‌ ايشان خشمگين شوند كه كسي معصيتي كند.
اين و امثال اين علامات بسيار است،‌ هر كه دوستي وي تمام بود، همه در وي موجود بود و آن كه در وي بعضي از اين بود، دوستي وي به قدر آن بود»
و دكتور علي شريعتي، محبت را از عشق برتر دانسته و چنين مي‌گويد:
«عشق يك جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي. اما دوست‌داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرت روشن و زلال. عشق بيشتر از غريزه آب مي‌خورد و هرچه از غريزه سرزند، بي‌ارزش است و دوست‌داشتن از روح طلوع مي‌كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد،‌ دوست‌داشتن نيز همگام با آن اوج مي‌يابد.
عشق در غالب دل‌ها، در شكل‌ها و رنگ‌هاي تقريباً مشابهي متجلي مي‌شود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است؛ اما دوست‌داشتن در هر روحي جلوة خاص خويش دارد و از روح رنگ مي‌گيرد و چون روح‌ها،‌ برخلاف غريزه، هر كدام رنگي و ارتفاعي و بعدي و طعم و عطر ويژة خويش دارد، مي‌توان گفت كه به شمارة هر روحي دوست‌داشتني است.
عشق با شناسنامه بي‌ارتباط نيست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر ‌آن اثر مي‌گذارد، اما دوست‌داشتن در وراي سن و زمان و مزاج زنده‌گي مي‌كند و بر آشيانة‌ بلندش روز و روزگار را دستي نيست...
عشق، جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني «فهميدن» و «انديشيدن» نيست. اما دوست‌داشتن، در اوج معراجش، از سرحد عقل فراتر ميظرود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين مي‌كند و با خود به قلة بلند اشراق مي‌برد...
عشق يك فريب بزرگ و قوي است و دوست‌داشتن يك صداقت راستين و صميمي، بي‌انتها و مطلق.
عشق در دريا غرق‌شدن است و دوست‌داشتن در دريا شناكردن.
عشق بينايي را مي‌گيرد و دوست‌داشتن مي‌دهد. عشق خشن است و شديد و در عين حال ناپايدار و نامطمئن و دوست‌داشتن لطيف است و نرم و در عين حال، پايدار و سرشار اطمينان. عشق همواره با شك آلوده است و دوست‌داشتن سراپا يقين است و شك‌ناپذير.
از عشق هر چه بيشتر مي‌نوشيم، سيراب‌تر مي‌شويم و از دوست‌داشتن هرچه بيشتر، تشنه‌تر. عشق هرچه ديرتر مي‌پايد كهنه‌تر مي‌شود و دوست‌داشتن نوتر...
عشق رو به جانب خود دارد، خودخواه است و «خودپا» و حسود و معشوق را براي خويش مي‌پرستد و مي‌ستايد؛ اما دوست‌داشتن رو به جانب دوست دارد، دوست‌خواه است و دوست‌پا و خود را براي دوست مي‌خواهد و او را براي او دوست مي‌دارد و خود در ميانه نيست.
پي‌نوشت‌ها:
تهذيب مدارج‌السالكين، ابن قيم الجوزية، هذبه عبدالمنعم صالح العلي العزي، دارالمطبوعات الحديثة، 1408 هـ.ق.، ص: 512 ـ 513
التفسير الكبير، الفخر الرازي، الطبعة الثالثة، جلد 8ـ7، ص: 18
ابن كثير، ابي الفداء اسماعيل، دارالفكر، بيروت: لبنان، 1407هـ ، ص: 359
في ظلال القرآن، سيد قطب، مصطفي خرم دل، جلد دوم، نشر احسان، 1382، ص: 307
عبادت در اسلام، دكتور يوسف قرضاوي، محمد ستاري خرقاني، نشر احسان، تابستان 69، ص: 37ـ36
همان، ص: 43ـ42
كيمياي سعادت، امام محمد غزالي، به تصحيح احمد آرام، چاپ هشتم، تهران انتشارات گنجينه، جلد دوم، ص: 981ـ982
هبوط در كوير، دكتور علي شريعتي، چاپ: بيست‌وسوم 1384، انتشارات چاپخش و بنياد فرهنگي دكتور علي شريعتي، ص: 337ـ327

    دارالعلوم شاه ولي الله دهلوي  
        ...سير تاريخي جنبش مسيحي  
        چرا قيمتها بالا رفته است؟  
        فراست  
        آزادي بيان آري، آزادي فحشاء نه  
        به سوي نور  
        اخبار جهان اسلام  
        دانستني هاي علمي و اجتماعي  
    نقــــــــــــــــاب