|
آزادی بیان آری!
آزادی فحشا و منکرات نه!
ع. باغچه مهتری
چندی است که دولت و مقامات دولتی در تحت فشار علمای دینی که
نمایندهگان واقعی افکار عامه در کشور ما شناخته میشوند، برای جلوگیری
از نشرات سوء و منکرات رسانههای تصویری، واکنشهایی را نشان داده و
چنین وانمودند که گویی وقت و زمانی را برای قطع جلفگراییهای رسانهای
مشخص کردهاند و منبعد رسانهها نمیتوانند دست به پخش و نشر این گونه
نمایشهای مستهجن بزنند!
هرچند این واکنشها تا کنون از سطح لفظ بالاتر نرفته و چگونگی موقف
عملی دولت ـ علیالرغم صراحت قانونی آن ـ طوری که از لابهلای صحبتهای
محافظهکارانة آقای کرزی دانسته میشود، همچنان ناپیدا و مبهم مانده
است و حتی گمان میرود موضعگیری دولت تا این حد نیز، برای جلوگیری از
بلندترشدن سروصداهای ایجادشده در این باره باشد؛ اما به همه حال، همین
که حساسیت موضوع اقلاً درک شده است، خود امری است غنیمت، تا در آینده
چه پیش آید.
این از یک جانب، اما از طرف دیگر، دیده میشود که به مجرد اعلان این
خبر، بوقهای رسانههای سودجوی منحرف و دارودستکهای وابستةشان در همه
جا به صدا در آمد که ایهاالناس! آزادی بیان به خطر مواجه شد! و گویی
دولت تحت تأثیر صحبتهای محدود عدهیی تاریکاندیش، میخواهد دست به
چنین جرم بزرگ و نابخشودنیی زده و مقدس آزادی بیان را در دار تعصب
خاماندیشان حلقآویز نماید!
این گونه سروصداها و گیرودارهای جنجالبرانگیز و شرمآور، وضعیت
نابههنجار این مملکت را واقعاً مسخرهتر کرده است. مشتی آدمنمای یلة
بیماهیت رذل، آن قدر با بیحیایی تمام پرمدعا شدهاند که اکنون خویشتن
را در انجام هر گونه رذیلت عریان اجتماعی نیز، محق و آزاد مینگرند و
با بیشرمی تمام، بدون توجه به احساسات دینی و حتی وطنی تودههای
میلیونی این خاک، یکسره بر تمام داشتههای معنوی و مادی چنان ملتی
ریشخند میزنند که در طول حداقل تاریخ یکونیمهزارسالة خود همیش سر در
راه حفاظت مقدسات خود نهاده و هزاران مصداق عینی برای اثبات این واقعیت
انکارناپذیر و جاودان در نزد همگان موجود و هویداست.
جالبتر این است که در میان وضعیتی چنین نابهسامان، عدهیی از
روشنفکران را نیز وارد این کارزار کردهاند و ایشان نیز با شعار «آزادی
بیان باید تأمین باشد» به گونهیی برای توجیه چنین ناگواریها مورد
سوءاستفاده تبلیغاتی چنین رسانههایی قرار گرفتهاند.
صحبت ما در این جا برای تصریح خواست ملت و بستن درب سوءاستفادة
سودجویان در این میان است، که باید همگان بدانند هیچ کس با آزادی بیان
مخالفتی ندارد! اما بحثی که اکنون مطرح است، جلوگیری از اهانت به
مقدسات و نیز فواحش عمدیی است که توسط این دستگاهها پخش و نشر میشود
و فضای کشور را به حدی مسموم ساخته که اگر چنین ادامه یابد از جهاتی
چند میتواند به مشکلات عمدهتر منجر گردد:
اول: این که روند بیاعتمادی به دولت را بیشتر از آنچه هست تسریع
میکند، که این امر در نهایت به بیاعتبارشدن کامل دولت و دستگاه اداری
آن در نزد مردم مسلمان کشور میانجامد.
دوم: فضای اجتماع و زندهگی خانوادهها را به سرحدی از تباهی میرساند
که دیگر هیچ مرزی برای کشور اخلاق و ادب دینی و ملی ما باقی نخواهد
ماند. یقیناً اشاعة فرهنگ افسارگسیختگی، بیامنیتی اخلاقی را به حدی
عمومیت خواهد بخشید که هیچ ارزشی از تعرض مصون نخواهد بود. برعلاوه
مشکلات روحی و روانیی که از همین اکنون در میان مردم پدیدار گشته است.
و سوم: از تبعات طبیعی دو مورد فوق، پیدایی هرجومرجها و بیامنیتیها
و تقابلهای اجتماعیی خواهد بود که خداینخواسته باز آتش جنگی دیگر را
در این کشور به گونهیی خواهد افروخت که همه چیز را در کامش به خاکستر
مبدل کند.
باید توجه داشت که در سایر کشورها رذایل اخلاقی را به گونهیی که با
فرهنگشان مغایرت نداشته باشد، با قیدوبند قانون مهار میسازند؛ اما در
این کشور که نه قانون حاکمیت یافته و نه هم انتظار میرود که به زودی
چنین کاری صورت پذیرد، اگر بر همین منوال سرنوشت ملت به دست دونانی چند
رقم خورده برود، تصور کنید که طی چند سال آینده چه قیامتی برپا خواهد
شد.
برای من شنیدن سخنان سخنگو و یا نمایندة وزارت اطلاعات و فرهنگ در این
زمینه که چندی قبل از طریق رسانهها پخش میشد، بسیار جالب بود که
میفرمود: مردم اگر از بعضی چینلهای تلویزیونها خوششان نمیآید،
چارة آن را با رموتکنترول بسازند!
آقای محترم! گویی شما نمیدانید که اولاً رموتکنترول هم چارهساز
نیست، چرا که آن قدر بازار مکارة تبلیغات سوء بر ضد ارزشها را به مدد
شما گسترانیدهاند که کمتر میتوان به چینلی سالم دست یافت. وانگهی
گیریم که چنین نباشد، مگر ترافیک، زمانی که جادهیی تخریب شده و حرکت
در آن خطر سقوط به دره را تا مرز 95 درصد افزایش داده است، چه وظیفهیی
دارد؟!
و باز از جهتی دیگر میتوان پرسید که: وقتی جناب عالی گرسنهاید و در
برابر سفرة پهن و غذای آماده قرار میگیرید، چه احساسی به شما دست
میدهد؟
توقع ملت اکنون برچیدن این سفرهیی است که محتوایش زهر است! و آقای
ترافیک! این جادة را که خطر مرگ و نابودی در آن اجتنابناپذیر است،
لطفاً مسدود سازید!
ای کاش از طریق این آنتنها چهرة کارگردانهای اصلی این برنامههای
مخرب در مقابل ملت قرار میگرفت و اصل خواست و ارادة خود را به سمع و
نظر ملت میرسانیدند تا مشخص میشد که اینان چه حرفی برای گفتن دارند!
اما صحبت منطق و نقد و استدلال و گفتوگوی سالم و یا به فرمودة قرآن
«جدال حسن» عرضی و جانبی است؛ صحبت، صحبتِ رقص و موسیقی و عشوهگری و
شرابخواری و بتپرستی و بیحیایی است و در کنار آن برای این که جایی در
عریضه خالی نماند، برنامة تمدن اسلامی هم نمایش میدهند!
آقایان! این ملت خواهر و مادر دارند، غیرت وشهامت دارند، به عفت
خانوادههای خود میاندیشند، به روز بازپسین اعتقاد و باور کامل دارند،
قدر سرزمین تر به خون شهیدان خود را میدانند، جلو این همه حرمتشکنی
را بگیرید!
آقای کرزی! آقای رئیس اطلاعات و فرهنگ! و... که تسلیم پوچباوران
شدهاید و از سستشدن موقف شخصی خود میترسید! از خدا بترسید و نگاه
کنید که بر همان چوکی که حالا شما نشستهاید، تا حال چند نفر از آن
برخاستهاند و مگر جز خاطره و کارنامه های چند، چیزی از ایشان بر جای
مانده است؟ شما در برابر الله و آیندهگان این سرزمین مسؤولیت دارید.
کاری نکنید که صفحة تاریخ به لعنت شما رقمخور گردد!
امید است که مسؤولین امر از چنین لاابالیگریهای کشنده جلوگیری کنند و
بیش از این ملت را به گروگان مشتی بیهویت هرز نگه ندارند؛ چه گمان
نمیرود تحمل ملت در دیدن و شنیدن چنین اعمال شنیعی تا بینهایت ادامه
پیدا کند. |