|
شماره
63 - سال ششم، شماره
سوم، ثور 1387،
مطابق با ربيع
الثاني 1429
و مي 2008
از هفتم سياه تا
هشتم سبز
كودتاى هفتم ثور 1357 يك امر تصادفی
نبوده، بلکه نطفة شوم آن در بستری که رژیمهای نادرشاهی و ظاهرشاهی
مساعد ساخته بودند، رشد کرده و در زمان جمهوری محمدداوودخان این شجرة
خبیثه بسیار تنومند شده بود؛ تا آن جا که داوودخان نیز در زیر فشار
مستقیم و غیرمستقیم هواخواهان کمونیست، دست به اقدامات ضد اسلامی و
سرکوبکردن و به زندانانداختن افراد وطندوست و مسلمان میزد و زیر
تأثیر تبلیغات و شایعات کمونیستان قرار میگرفت و افرادی را به پای
چوبههای دار میفرستاد، تا این که خودش نیز در همان دام گیر ماند و
جانش را از دست داد. این آغاز یک تراژیدی بود که تا امروز و شاید تا
آیندهیی بسیار دور، گریبانگیر ملت مظلوم ما باشد. بدون شک، آنچه تا
امروز دیدهایم و در آینده نیز کام ملت ما را تلخ میکند، نتیجه همین
تراژیدیی است که فرزندان ناخلف کمونیست آغازگر آن بودند.
ناگفته نماند که همزمان با فعالیتهای فرزندان کمونیست در آن وقت،
بیداری اسلامی نیز در میان جوانان مسلمان این مرزوبوم آغاز یافت و
آهسته آهسته نهضت اسلامی افغانستان به همت والای مجاهدانی چون استاد
غلاممحمد نیازی، شهید حفیظالله افضلی، انجینیر حبیبالرحمن شهید و
سایر فرزندان بیدار مسلمان از گوشه و کنار کشور پا گرفت و فعالیتهای
اسلامی در مقابل فعالیتهای کمونیستی آغاز شد. اما بدین سبب که
رژیمهای شاهی آشکارا از کمونیستان جانبداری میکردند و جوانان نهضت
اسلامی را به بهانههای مختلف سرکوب مینمودند و در سایة جمهوری
محمدداوودخان افراد دسته اول نهضت اسلامی افغانستان همچون مولوی
حبیبالرحمن، انجینیر حبیبالرحمن، دکتور محمدعمر و... به شهادت
رسیدند، نهضت اسلامی در همان آغاز از لحاظ رهبری به مشکل جدی روبهرو
شد.
بعد از کودتای هفتم ثور و به تعقیب آن تجاوز روسها به افغانستان، نسل
دوم نهضت اسلامی افغانستان وارد عرصة جهاد مسلحانه شدند و ملت هم با
جان و مال و همه سرمایههای مادّی و معنوی خویش در کنار این جهاد مقدس
قرار گرفتند و ارتش سرخ را به زانو درآورده و میلیونها انسان را فدای
ارزشهای اسلامی و استقلال ملی خویش نمودند و بالآخره در هشتم ثور 1371
این جهاد مقدس به ثمر نشست؛ ولی متأسفانه که آتش شهوات و خودخواهیهای
یک عده از انسانهای استفادهجو خون میلیونها شهید و معلول و آواره را
زیر پا کرده، ارزشهای جهاد را زیر سؤال برد و شد آنچه شد.
ناگفته نباید گذاشت که آنچه بعدها رخ داد، به هیچ عنوان از ارزش هشتم
ثور 1371 به عنوان روز پیروزی ملت مسلمان نمیکاهد، برخلاف ابرازنظر
بعضی از افراد، پیروزی هشتم ثور هیچ ربطی به خانهجنگیهای گروهی و
کشمکش بر سر قدرت، که کابل را به خاک و خون کشید، ندارد. مقاومت ملت
مسلمان از هفتم سیاه تا هشتم سبز مربوط احمد و محمود که به خاطر منافع
خویش همه ارزشها را زیر پا گذاشتند، نیست؛ بلکه این مقاومت و جهاد
مربوط همه کوچک و بزرگ و زن و مرد این دوره هست، که ثمرش را شهوات یک
عده افراد فرصتطلب به آتش کشید.
سخن اخیر این که روز هشتم ثور به عنوان روز پیروزی ملت مسلمان ـ نه
پیروزی تنظیمها ـ تا که این زمین است و آسمان، به عنوان روز پرافتخار
شکوهمند و غرورآفرین در کشور تجلیل خواهد شد. اما متأسفانه امسال در
روز تجلیل این روز بزرگ شاهد تراژیدی دیگری بودیم که بیکفایتی
دولتمردان و ارگانهای امنیتی دولت آقای کرزی از آن به خوبی هویدا شد.
|