در باره ما سایتهای برتر    بزرگان افغانستان گزارشها هنر وادب اسلام   تماس باما English

 

 
 
          معرفت 62    
 

 

           
    ...آيا سطح آگاهي        
   

 

    سـرمقاله  
   


آيا سطح آگاهي تعيين كننده سطح زنده گي نيست؟

نوشته: محمدعثمان عادل
با نگاهي گذرا به تاريخ زنده‌گي آدميان، درمي‌يابيم كه زنده‌گي آنان در خاك پهناور اين جهان، سير تكاملي و پيشرفت تدريجي داشته است و بي‌گمان اين پيشرفت‌هاي روزافزون و تحولات شگفت‌انگيز در سطح زنده‌گي‌شان، ـ از لحاظ مادي ـ معلول يك دسته از علت‌ها است كه علت عمدة آن را مي‌توان ميزان علم و آگاهي آدميان قلمداد نمود. چون بررسي اين پديده از اهميت والايي برخوردار است، لذا بر آن شديم تا آن را در اين مجال محدود به طور فشرده به بررسي بگيريم.
اصولاً دوره‌هاي تاريخ زنده‌گي آدميان را در روي اين كرة خاكي مي‌توان بر حسب دوره‌هاي دانايي‌ها و آگاهي‌هاي‌شان تبيين و تحليل نمود. مثلاً «فريدريك لست» استاد دانشگاه «توبين گن» بدين باور بود كه كشورهاي پيشرفتة جهان كه امروزه بر قله‌هاي شامخ ترقي و تكامل اوج گرفته‌اند و روز تا روز بر يافته‌ها و ساخته‌هاي علمي و تكنولوژيكي آنها افزوده مي‌شود، پنج مرحلة تاريخي و تمدني را پشت سر گذاشته‌اند.
«مرحله اول مرحله توحش است كه در آن مرحله، افراد جامعه با چيدن ميوه درختان و شكار حيوانات معيشت خود را تأمين مي‌كنند. دومين مرحله، مرحله شباني است كه در آن، افراد جامعه از طريق دامداري و پرورش حيوانات تأمين معيشت مي‌كنند و سومين مرحله، مرحله كشاورزي است كه در آن مرحله از تمدن، زمين مورد بهره‌برداري قرار گرفته و افراد جامعه از طريق كشت و زرع معيشت خويش را تأمين مي‌كنند. چهارمين مرحله، مرحله كشاورزي و صنعتي است كه در آن كشاورزي همگام با فعاليت‌هاي صنعتي توسعه مي‌يابد و پنجمين مرحله، مرحله كشاورزي و صنعتي و تجارتي است كه در آن همگام با فعاليت‌هاي كشاورزي و صنعتي، فعاليت‌هاي تجارتي نيز توسعه مي‌يابد»
حال، علت تغيير و تحول تدريجي در اين مراحل، آيا چيزي جز سطح و نوع علم و آگاهي‌هاي آدميان بوده مي‌تواند؟ چرا آدميان دوره كشاورزي و فئوداليته، سالياني متمادي را بدون دسترسي به صنعت و تكنولوژي جديد به سر بردند و از بركات صنعت و تكنولوژي جديد بي‌بهره بودند؟ آري! دقيقاً دوره شباني يا كشاورزي و فئوداليته براي آن وجود داشت كه سطح و نوع اطلاعات آدميان آن زمان اقتضاي نوع ديگري از زنده‌گي را نداشت. مسلماًً اگر سطح آگاهي‌هاي آنان نسبت به جهان و قوانين عالم به اندازه آدميان امروزي مي‌بود، بدون شك آنان هم در وضعيت ما زنده‌گي مي‌كردند. يعني اگر آنان مثلاً به اختراع ماشين و برق در همان زمان دست مي‌يافتند، يقيناً وضعيت و سطح زنده‌گي‌شان آنچه بوده، نمي‌بود. واضح است كه وضعيت و سطح زنده‌گي پدران و نياكان ما، مثلاً در 70 سال پيش، آن گاه كه كامپيوتري در ميان نبود، با وضعيت زنده‌گي امروزين ما كه در عصر كامپيوتر به سر مي‌بريم، حقيقتاً خيلي‌ها متفاوت است؛ چون در آن زمان علم و تكنولوژي به اندازه امروز رشد نكرده بود و چون سطح دانش و اطلاعات آدميان آن روز پايين‌تر از سطح دانش و اطلاعات آدميان امروز بوده، به همين ترتيب سطح زنده‌گي آنان نيز پايين‌تر از سطح زنده‌گي مايان بوده است. پس به جد و يقين مي‌توان گفت كه سطح علم و نوع علم تعيين‌كننده سطح زنده‌گي است.
مثالي ديگر در مورد تأثير پديده‌هاي علم و آگاهي‌هاي جديد در تحولات اجتماعي، مسأله اطلاع‌رساني و يا به تعبير ديگر، مطبوعات مدرن است. امروزه دست‌يابي به بسياري از يافته‌ها و ساخته‌هاي علمي و صنعتي از بركت علم و تكنولوژي جديد براي انسان امروزي فراهم شده است. مثلاً بسا از حركاتي كه امروز اتفاق مي‌افتند و در گذشته امكان وقوع نداشته‌اند، صرفاً به دليل اين است كه در گذشته خبر از جايي به جايي ديگر به كندي و دير منتقل مي‌شده است و بدون شك اگر صنعت چاپ پيش نيامده بود، انقلاب فرانسه به وجود نمي‌آمد. نكتة ديگري كه اهميت و جايگاه درجه دانايي و آگاهي آدمي را واضح‌تر و برجسته‌تر مي‌سازد، اين است كه ما آدميان هميشه در شعاع آگاهي‌هاي خويش عمل مي‌كنيم؛ يعني مجال اقدامات عملي‌مان به اندازه دانايي‌ها و آگاهي‌هاي‌مان فراخ مي‌باشد. يا به تعبيري، ما آدميان همه انديشه‌ايم. چيزي را عرضه مي‌داريم كه كِشته و رِشته‌ايم، كاري را مي‌كنيم كه مي‌دانيم و مسيري را مي‌پيماييم كه بدان آگاهيم و كوتاه سخن اين كه اثر ما ناشي از خبر ماست و از قديم نيز گفته‌اند كه از كوزه همان تراود كه در اوست. آري! افعال ما آگاهانه است، حتي در آن جا كه از سر تلقين و فريب دست به عمل مي‌زنيم، عمل‌مان منوط به آگاهي‌هاي تقليدي و تلقيني ماست؛ گويا حلقة اتصالي‌يي كه ما را به عمل پيوند مي‌دهد، آگاهي و علم است؛ خواه اين علم و آگاهي محققانه و عميقانه باشد، خواه مقلدانه و سطحي‌نگرانه.
يكي از انديشمندان فرهيخته معاصر، در زمينه جملة زيبايي دارد كه مي‌گويد: «جامة زنده‌گي بيروني ما به قامت علم و جهل‌مان بريده و دوخته مي‌شود»

به حق كه جامة زنده‌گي بيروني‌مان با قامت علم و جهل‌مان تناسب دارد. آنان كه عالم‌تر و آگاه‌تراند در زنده‌گي از مقام و موقعيت بهتر و برتري برخورداراند و دست‌شان در زنده‌گي به اندازه آگاهي‌هاي‌شان فراخ است و آنان كه در جهل و بي‌خبري به سر مي‌برند، دست‌شان در زنده‌گي به اندازه جهل و ناآگاهي‌هاي‌شان بسته است.
بلي، كشورهاي پيشرفته جهان كه زنده‌گي‌شان در سطح عالي‌تري سپري مي‌گردد، به دليل اين است كه سطح و نوع آگاهي‌ها و اطلاعات‌شان نسبت به كشورهاي عقب‌مانده، برتر و عالي‌تر است. يا به تعبيري ساده‌تر، امروزه در كشور ما بسياراند كساني كه به خاطر نداشتن علم و آگاهي، زنده‌گي‌شان را در فقر و بيچاره‌گي و نا آرامي به سر مي‌برند و كساني كه درجه دانايي و آگاهي‌شان برتر است، از زنده‌گي برتر و آرام‌تري برخورداراند. البته اين مدعا در كشورهاي پيشرفته بيشتر مصداق دارد و در كشورهاي عقب‌مانده مثل افغانستان كه در آنها هنوز كارها علمي و سيستماتيك نشده است، شايد مصداق‌هاي زيادي نداشته باشد؛ چرا كه امروزه در كشورهاي پيشرفته، امرار معيشت بدون سواد و آگاهي ممكن نيست؛ ولي در كشورهايي مثل افغانستان، شخص بي‌سواد يا كم‌سواد، خيلي از كارها را انجام داده و به خيلي از پست‌ها و مقامات دست يافته مي‌تواند؛ به گونه‌يي كه گاهي انسان‌هاي تحصيل‌كرده تحت‌الشعاع انسان‌هاي بي‌تحصيل قرار مي‌گيرند.
به هر حال، اين يك حقيقت است كه هر قدر انسان عالم‌تر و آگاه‌تر شود، برتر و بزرگ‌تر و جاندارتر مي‌شود و روي‌هم‌رفته در جهان امروز كارها به سمت‌وسوي علمي‌شدن و سيستماتيك‌شدن در حركت است و انسان‌ها به ميزاني كه داناتر و آگاه‌تر مي‌شوند، به مقامات برتري دست مي‌يازند.
پس بايستي همواره بكوشيم تا از فرصت‌هاي زنده‌گي خود در جهت افزايش ميزان دانايي و آگاهي خويش كمال استفاده را ببريم و به تحصيل مختصر و مطالعة اندك و محدود قناعت نكنيم و ميزان نادانسته‌هاي خويش را كه به تعبيري دشمنان‌مان به حساب مي‌آيند، روز تا روز كاهش دهيم و با افزايش معلومات و تنوع اطلاعات، افق ديد خويش را بازتر و وسيع‌تر سازيم.

    گفتگو با رئيس جمعيت اصلاح  
        گزارش ويژه - كاركردهاي انجمن  
        سياست و جوانان  
        جوانمردي  
        اخبار جهان اسلام  
        ...سير تاريخي جنبش مسيحي  
        جامعه آرماني صدر اسلام  
        به اين خطر جدي انديشيده ايد؟