|
آيا به اين خطر جدي انديشيده ايد؟
نوشته: ضياءاحمد فاضلي
در اين كه رسانهها در جهان امروز، از مهمترين عوامل اثرگذار
در زندهگي بشر هستند، جاي شك و ترديدي وجود ندارد. حقيقت اين است كه
رسانهها بسان مواد مخدر بشر امروز را به اعتياد ميكشانند؛ طوري كه
ساعتهاي زيادي در شبانه روز او را در اسارت خويش داشته و بر روح و
روان او نفوذ ميكنند. بر آنند تا بذر شخصيت جديدي در مزرعة هستي او
بكارند، شخصيتي كه انديشه و افكار او، عادات و رفتار او و حتا پندارها
و تخيلات او همان گونه شكل پذيرد كه آن رسانهها ميخواهند و مبالغه
نخواهد بود اگر بگويم اكثر انسانهاي امروز با شخصيتهاي كاملاً متفاوت
نسبت به گذشته، محصول همان بذرهايياند كه مدتها پيش توسط رسانهها در
كشتزار وجودشان افشانده شده و به مرور زمان زير پرورش قرار گرفته تا به
اين شكل جوانه يافتهاند.
اما كاملاً روشن است كه محصول هر بذري همان خواهد بود كه خود آن بذر
است و هيچ گاه از بذر مثلاً خار مغيلان نميتوان انتظاري جز خود آن را
داشت.
بعد از ذكر اين مقدمه و با توجه به اين كه جنگزدهگي و محروميتها ملت
ما را بيش از هر ملتي تأثيرپذير ساخته است. به خوبي ميتوانيم حدس
بزنيم كه اگر حال همين باشد كه هست، شخصيت ايدة افغان ما از لحاظ ديني،
اخلاقي و فرهنگي چگونه شخصيتي خواهد بود و چه زود شكل ديگري خواهد
پذيرفت. اين حقيقت هر هموطن بااحساس ما را تكان ميدهد تا با جديت
محتويات رسانههاي كشور ما را بازنگري كند و بفهمد كه آنها چگونه
خوراكي به خورد جامعه ما ميدهند و اثرات بالفعل و بالقوة آنها را مورد
مداقه قرار داده و به اداي مسؤوليت و رسالت خويش در قبال جامعه قيام
كند. هرچند از عهدة اين مقال و اين قلم بيرون است تا آن گونه كه بايد
بتواند بدان بپردازد و بلكه مسؤوليت مشترك علما، فرهنگيان و ساير اقشار
دلسوز جامعة ما است تا با راهاندازي سيمينارها و محافل علمي، نوشتن
كتب و مقالات روشنگرايانه و... ميزان دقيق مفاد يا خسارات ناشي از
آنها را در ابعاد مختلف ديني، اخلاقي، فرهنگي و سياسي روي جامعه ما
تبيين نموده و در يك رستاخيز تبليغاتي قوي و گسترده، ملت آسيبپذير ما
را از نتايج زود و ديررس آن آگاه سازند و با پشتيباني افكار عمومي،
مراجع ذيربط را به تغيير و اصلاح وا دارند تا در آيندهيي نه چندان
دور، شاهد اصلاحات فزايندهيي در اين عرصه باشيم؛ اما به صورت اجمال،
هر افغان با فكري ميتواند در اين زمينه قضاوت كند؛ زيرا اگر راديوها
را فراموش كنيم و فقط از تلويزيونها بگوييم. هموطن ما غالباً از صفحة
تلويزيونها چه ميبيند؟ برهنگي، رقص و ناز و كرشمههاي طغيانآور و
اخلاقستيز... بتپرستي و خرافهگرايي، صحنههاي هيجانانگيز
زدوخوردهاي پريشانآور و آرامشستان، آموزش فن بيحيايي و فرهنگستيزي.
ترويج مُد و فيشنهاي وارداتي اقتصادسوز و از اين قبيل چيزها. انكار
نميكنم كه برخي برنامههاي مفيدي نيز و جود دارد؛ اما از يك سو در
كنار نشريات مضر بسي ناچيز است و از ديگر سو، فقط تعداد خاصي از افراد
جامعه ما ميتوانند استفاده كنند؛ در حالي كه وباي نشريات مضر، همهگير
است.
من در اين جا دولتمردان بيپروا را خطاب ميكنم كه هاي اي چوكينشينان
غافل! اگر دين، اخلاق و فرهنگ جامعه براي شما مهم نيست، حداقل به خاطر
حفظ امنيت هم كه شده، جلو اين ويرانگريهاي بيشرمانه را بگيريد. چرا
با نمايش اين منظرههاي وحشتانگيز، احساسات اسلامي و ملي را خدشهدار
ميكنيد تا هر روز شمار تازهيي از مردم ما به جمع مخالفينتان
بپيوندند و براي براندازي اين نظام دست به ترور و ايجاد وحشت دراز
كنند، باور كنيد با استمرار اين وضعيت روز به روز ناامني بيشتر خواهد
شد و در چنين حالي ازدياد قواي خارجي نه تنها اين مشكل را حل نميكند
كه آن را حادتر ميگرداند و شما اي نمايندهگان مردم در پارلمان! چرا
به وعدههايي كه به ملت داديد جامة عمل نميپوشانيد و چرا سر به زير
انداخته و اين وضعيت را تحمل ميكنيد. مگر در پلاكارتهاي تبليغاتي هر
يك شما نوشته نشده بود (دفاع از ارزشهاي اسلامي و ملي، تلاش در تأمين
امنيت و...) مگر قانون اساسي كه قرار است شما به نمايندهگي از مردم آن
را حراست و اجرا كنيد، چنين تراژيديي را ميپذيرد؟ و آيا مادّههاي
اولية آن در حراست از ارزشهاي اسلامي در افغانستان و برچيدن آنچه
منافي آن است صراحت ندارد؟
به راستي قضاوت هر افغان هوشمند دربارة چنين رسانههايي چه ميتواند
باشد؛ غير از قضاوت آن ميهمان خوش باوري كه از طرف يك ميهمانداري
جفاكار با مجمهيي برنج آميخته با ريگ پذيرايي شده بود، پس او نيز حق
دارد كه فرياد زند كه هاي اي طلوع ظلمتها و اي آينة جهنمنما و اي
فلاني فلان! «به تَه اي ريگا شما دونه موني برنجي هم يافت ميشه!» |