در باره ما سایتهای برتر    بزرگان افغانستان گزارشها هنر وادب اسلام   تماس باما English

 

 
 
          معرفت 62    
 

 

           
    ...سير تاريخي جنبش مسيحي        
   

 

    سـرمقاله  
   


سير تاريخي جنبش مسيحي سازي
قسمت اول: پيش درآمد موضوع

نوشته: عبد القدير صالحي
از زمان تابش خورشيد وحي، ستيزه‌جويي‌ها، دشمني‌ها و دسيسه‌هاي مسيحيت، يهوديت و جهان کفر، عليه اسلام و محمد(ص) آغاز گرديد. روزي بر سر راه‌شان خار فرش کردند و زماني بر صورت مبارک‌شان خاکستر ريختند و گاهي هم در هنگام عبادت و در حال سجده بر دوش مبارک شکمبه شتر افگندند؛ پيوسته آزار دادند و شکنجه نمودند تا بالاخره براي‌شان ثابت گرديد که شکنجه فايده‌اي ندارد و طليعه‌دار رسالت آسمانی، استوارتر از آن است که فکر می‌کردند! از دريچه‌يي ديگر وارد عمل شدند. به مططفی(ص) گفتند ترا ثروت‌مندترين فرد مکه مي‌گردانيم! زيباترين دختر مکه را در نکاح تو درمي‌آوريم و اگر بخواهي ترا حاکم و سالار خود مي‌سازيم؛ شرطش اين است که از دعوت و رسالت خويش دست بکشي. اما پيامبر(ص) با يک جملة سرمدي ايشان را نااميد گردانيد: «اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذاريد، از اين رسالت دست نخواهم کشيد، تا آن گاه که آن را به سر برسانم و يا در راهش جان سپارم» چون کفار عزم پيامبر(ص) را راسخ‌تر از پيش ديدند، دومرتبه به شکنجه روي آوردند و سيزده‌سال تمام انواع رنج‌ها و مصيبت‌ها را به ايشان روا داشتند. او و يارانش را محاصره و تحريم اقتصادي نمودند، در طايف سنگبارانش کردند، براي ريختن خونش دوصد شتر جايزه اعلان نمودند و در نهايت او را از ديارش آواره و مجبور به هجرت کردند. يهود بني‌نضير براي اولين بار در جهان با يک طرح تروريستي قصد جان پيامبر اسلام(ص) را نمودند و با همه طراحي‌ها و نقشه‌کشي‌هاي ناکام خود، باز هم آرام ننشسته و در «بدر، احد، احزاب و ...» به رخ پيامبر(ص) شمشير کشيدند. اما صاحب رسالت برحق آسماني در مقابل همه تهديد‌ها و توطئه‌ها کوه استقامت و صلابت ايمان‌شان مستحکم‌تر می‌شد. پيام‌آور نور و رحمت، در مصاف احزاب از گرسنگي دو سنگ در شکم بسته بودند. بدين گونه در ميان مشکلات و حوادث زنده‌گي، از يک طرف و فشار دشمنان کينه‌توز از جانب ديگر، پيوسته تپيدند و دليرانه جهيدند و با همه نابساماني‌ها و ناملايمات دست‌وپنجه نرم نمودند و هرگز آرامي را در زنده‌گي لمس نکردند. پيوسته عشق دعوت و نجات انسانيت در دل و شوق رسالت در سر و غبار جهاد و مبارزه بر چهره داشتند؛ تا اين که شجرة طيبة اسلام ريشه‌اش عميق و شاخه‌هايش سبز و خرم گرديد و فراز آسمان‌ها را درنورديد و بشريت را در زير ساية گواراي خود به سعات رسانيد.
اما پيامبر(ص) بعد از وفات خود وظيفة نگهداري و حفاظت اين درخت سبز و خرم را به ما سپردند و ما امروز به عنوان امت اسلامي وظيفه داريم و بايد وظيفة خود بدانيم که از اين شجرة طيبه حفاظت و نگهداري نماييم. درختي که ديروز سبز، خرم، پاک و بارور بود، امروز پژمرده شده و رسالت ماست تا اين درخت را دوباره همان گونه که پيامبر(ص) با تلاش و مبارزه پي‌گير و بي‌امان سبز نگه داشتند و با خون ياران خويش آبياري‌اش نمودند، ما نيز دامن کوشش را از دست نداده، باغ اسلام را به عنوان يک رسالت و يک وجيبه با عرق تلاش و کوشش فرهنگی، دعوت صادقانه و بالاخره با خون خود آبياري نموده و سبز و خرم بسازيم.
جوانان مسلمان بايد آگاه باشند که ما امروز به عنوان مسلمان و دين ما به حيث آخرين و پاک‌ترين رسالت آسماني، با چالش‌ها و تهديدهاي جدي و خطرناکي مواجه هستيم که در اين نبشته به بعضي از اين تهديدها اشاره و درباره يکي از مهم‌ترين و خطرناک‌ترين چالش‌ها، يعني حرکت مسيحي‌سازي مسلمانان، به تفصيل سخن خواهيم گفت:
يکي از اين تهديد‌ها، پروژه‌يی است به رهبري امريکا به نام «مدرن‌سازي اسلام» هدف اين پروژه اين است که نصاب آموزشی علوم شرعي را به خواست خود تغيير بدهد و ادبيات جهاد، ستيز با ظلم و مبارزه با استعمارگري و اشغالگري و ادبيات دفاع از حق و حقيقت را از نصاب آموزشي علوم شرعي حذف و به جاي آن ادبيات سازش با استعمار و پذيرش ذلت را نهادينه و جايگزين بسازند و خطرناک‌تر از اين، پروژة ديگري است تحت عنوان «پاک‌سازي قرآن» که در اين پروژه، به زعم خود مي‌خواهند قرآن را از آيات جهاد پاک‌سازي کنند و ادعاي‌شان اين است که آيات جهاد در قرآن بزرگ‌ترين پشتوانة تروريزم در جهان است. ناگفته نماند که اين پروژه را عملا در بعضي از کشورها مانند تونس، الجزاير و... آغاز کرده‌اند.
تهديد ديگري که در اين امتداد حرکت خود را آغاز کرده است، تهاجم فرهنگي غرب است؛ که امروز با تمام نيرو و مجهز با پيشرفته‌ترين تکنالوژي ارتباطي از طريق امواج، وارد تک تک از خانه‌هاي ما شده و دارد فرهنگ‌زدايي مي‌کند. بدين معني که فرهنگ بومي و اسلامي را از ميان برداشته و بي‌بندوباري غربي را به عنوان يک فرهنگ جايگزين آن مي‌کند؛ که اين مسأله تحت شعار «Globalization» يا جهاني‌شدن، از جانب امريکا آغاز گرديده و مدعاي آن اين است که چون جهان به اثر پيشرفت تکنالوژي ارتباطي به يک دهکده «Global village» تبديل شده و در اين دهکده يک حاکم به کار است و آن هم بايد امريکا باشد.
اين نظريه به ويژه بعد از فروپاشي بلوک شرق تلاش‌ها و تبليغات بيشتري را به خود اختصاص داد و امريکا مسأله نظم نوين جهاني را مطرح کرد و مدعاي خود را آشکارا اعلام نمود که چون جهان به يک دهکده تبديل شده، اين دهکده بايد توسط يک قدرت اداره شود و آن هم حکومت امريکا است، يک نظام سياسي حاکم باشد و آن هم بايد هيمنه و سيطرة نظام سياسي غرب باشد، يک نظام اقتصادي به کار است که آن هم بايد نظام سرمايه‌داري و يا کاپيتاليسم «Capitalism» غربي باشد و به ويژه يک فرهنگ بايد حاکم باشد و آن هم فرهنگ غربي است. اين فرهنگ بايد فرهنگ اسلامي و همه فرهنگ‌هاي بومي را حذف و خود را بر همه جوامع تحميل کند.
اين بود پاره‌يي از تهديدها و چالش‌هايي که ما مسلمانان به عنوان يک امت به طور خاص با آن مواجه هستيم؛ اما بايد گفت که تهديدهاي فروان ديگري هم وجود دارد که پرداختن به آنها از توان اين نوشته خارج است. ولي همان طور که اشاره شد، بعد از اين مقدمه طولاني، چالشی که مي‌خواهم به تفصيل پيرامون آن روشني اندازم، تهديد جنبش «تبشير» و يا حرکت مسيحي‌سازي مسلمانان است، که اين تهديد قديمي‌ترين، بدترين و خطرناک‌ترين تهديد عليه جامعه اسلامي است؛ چرا که ساحة فعاليت آن فقط و فقط کشورهاي اسلامي و مناطق مسلمان‌نشين است و پرچمداران اين حرکت در سرتاسر جهان اسلام، به ويژه در کشور عزيز ما، به سرعت فعاليت دارند و با برنامه‌ريزی‌های کوتاه‌مدت و درازمدت، عمل می‌کنند.
توطئه‌چيني و دسيسه‌سازي مسيحيت عليه اسلام، يک پديده جديد نيست؛ بلکه 9 قرن قبل، يعني در سال 1095 ميلادي ـ که جنگ‌هاي صليبي به تحريک پاپ ارگان آغاز شد ـ ستيز مسيحيت نيز عليه اسلام و مسلمانان آغاز گرديد و اين جنگ‌ها بيش از دو قرن ادامه پيدا کرد و در نهايت به شکست مسيحيت انجاميد. همان بود که مسيحيان بعد از اين شکست شيوة مبارزه را تغيير داده، به نبرد عقيدتي و تهاجم فرهنگي روي آوردند و حرکتي را به نام حرکت «تبشير» آغاز نمودند. هرچند کلمه تبشير از لحاظ لغوي معنايش مژده‌دادن است، اما اين حرکت را مي‌توان «جنبش مسيحي‌سازي مسلمانان» ناميد. اين نبرد فکري ـ فرهنگي که در حقيقت يک حرکت سياسي استعماري می‌باشد، اولين هدف آن نشر مسيحيت در تمام سرزمين‌هاي اسلامي است. اما اگر موفق به تغيير باورهاي جوانان مسلمان نشدند و نتوانستند ايشان را مسيحي بسازند، دومين هدف اين است که ايشان را از دين و ارزش‌هاي ديني‌شان دور بسازند و به سوي بي‌بندوباري، فحشا و بداخلاقي و هواپرستي بکشند و يا اين که آنان را سکولاريست و يا لائيک بسازند. يعني اين که براي متصديان حرکت تبشير مهم نيست که جوان ما به کدام يک از مکتب‌هاي کفري و الهادي تعلق دارد، مهم اين است که با اسلام رابطه‌اش قطع باشد.
ادامه دارد...

    گفتگو با رئيس جمعيت اصلاح  
        گزارش ويژه - كاركردهاي انجمن  
        سياست و جوانان  
        جوانمردي  
        اخبار جهان اسلام  
           
        جامعه آرماني صدر اسلام  
        به اين خطر جدي انديشيده ايد؟  
    ...آيا سطح آگاهي