|
شماره 61، سال
ششم، شماره اول، حوت 1386، مطابق ماه صفر 1429
و مارچ 2008
به بهانة هشتم مارچ
هشتم مارچ، روزيست که به زعم بعضيها،
در آن مقام زن تجليل ميشود. اگر چنين باشد، پس روز مبارکيست و «معرفت»
هم که يکي از آرمانهاي بلندش آفتابيکردن مقام واقعي زن است؛ اين روز
را بهانه گرفته، ميخواهد با هموطنان گرامي به ويژه مادران و خواهران
اين مرزوبوم، لب گشوده و تا فرصت از دست نرفته، اين روز را برايشان
مبارکباد بگويد!
خواهران و مادران عزيز! بعد از عرض تبريک و تهنيت به مناسبت روزي که
حداقل ميشود از تو و مقامت حرف زد، سخن اين است که ما اين قدر هم
نبايد خوشباور باشيم که هر گاه روزي را به نام ما تجليل کردند و با
ايراد سخنرانيها و سرودن اشعار و خوانش مقالات و کفزدنها و زن و
حقوق زن گفتنها، فکر کنيم که واقعاً به ما توجه شده و به همه حقوق خود
دست يافتهايم. برخورد ما با قضايا نبايد اين قدر عاطفي و سطحی باشد؛
بلكه بايد به عنوان موجوداتي که خداوند براي ما قدرت انديشه و تحليل
داده است، تمام امور زندهگي خويش را به طور همهجانبه مورد ارزيابي
قرار دهيم و بر اساس بهترين رهنمودها، زندهگي خويش را سروسامان
بخشيم؛ همان گونه که خداوند(ج) در رابطه به انسانهاي باورمند و زيرک
ميفرمايد: «آن بندهگانم را مژده بده که به همه سخنان گوش فرا ميدهند
و از زيباترين و نيکوترين آنها پيروي ميکنند؛ آنان کسانياند که خدا
هدايتشان بخشيده است، ايشان خردمنداناند» [زمر/18]
خواهرم! با جرأت کامل ميتوان گفت که هر گاه ما مقام زن را در
فرهنگهاي مختلف به مطالعه ننشينيم و ديدگاههاي اديان، مکاتب،
فرهنگها و تمدنها را در گذرگاه تاريخ نکاويم و در يک فضاي دور از
تعصب و نور انديشه، با فرهنگ خود مقايسه نکنيم؛ اولاً به بهترين ديدگاه
الهيپسند و انسانپروري که با سرشت انساني زن هماهنگ باشد، دست
نمييابيم و در ثاني اگر اين رهنمودها را نسل اندر نسل آموزش ندهيم و
فرزندان امروز و مردان فردا را از حقوق زنان به عنوان نيمي از پيکر
جامعه آگاهي ندهيم، جامعه مثل هميشه از نيروها و استعدادهاي نهفته در
نهاد زنان محروم خواهد شد و همين مردان که امروز زنان را آشپز و
کالاشوي خود فکر ميکنند، از درس و تعليم نیز محرومشان ميگردانند
و... فردا فرزندانشان نيز چنين فکر خواهند کرد و عملکردشان چنين خواهد
بود!
سخن ديگر ما با خواهران اين است که تلاش نمايند به تعبير درست آزادي
دست يابند، تا بتوانند مرز ميان آزادي واقعي انسان و بيبندوباري را
خود رقم بزنند؛ زيرا بلندترين درجة آزادي، آزادي انديشه و دور از تقليد
کورکورانه است، نه با پوشيدن و يا نپوشيدن روسري و چادري و ظاهرکردن
آرايش و زيباييها در مقابل صدها چشم هوسباز. بلکه اينها خود زمينة
اسارت را فراهم ميسازد! اسارت زن در مقابل هوسهاي حيواني عدهيي از
مردان شهواني، اسارتي که ناموس و عفت زن را به يغما ميبرد و در لجنزار
بدنامی براي هميشه زنده به گورش ميکند.
آيا تمدني که زن را وسيلة ارضاي خواهشهاي نفساني مردان قرار داده و با
نصب عکس زن بالاي کالاهاي تجارتي، بازار خود را گرم ميسازد و بدتر از
آن، از طريق كابارههاي رسمي و تصويبشده از سوي شوراي عالي کشورهاي به
اصطلاح متمدن، ناموس زنان را به فروش ميرسانند و چون زيبايي و خرمي
خود را از دست داد، دور از همه عواطف انساني، ايشان را در اماکني به
نام «مهد بزرگسالان» نگهداري ميکنند و برايشان گفته ميشود که حالا
شما خستهکن شدهايد؛ لياقت تقليد و پيرويکردن را دارد!؟ يا تمدني که
زن را به عنوان مادر، همسر، خواهر و دختر گرامي ميدارد و آن را در همه
حقوق انساني با مرد مساوي ميداند و زن را پارة تن مرد، ماية آرامش
مرد، يار و ياور مرد در زندهگي و کاميابي در آخرت قلمداد ميکند و
رعايت حقوق زن را در مقام مادري، بعد از حقوق خداوند، از ارزشمندترين
اعمال ميخواند و مرد را در ازاي خدمت به زن، به بهشت نايل ميگرداند!؟ |