|
افغانستان از جملة آن چند کشوری است که مرتباً درگیر مسائل امنیتی
پاگرفته از عوامل داخلی و خارجی بوده است، بالاخص در سه دهة اخیر. این
رویداد، متأسفانه در بحبوبة پیشرفت و خیز تمدن بشری در عصر کامپیوتر
اتفاق افتاده است، عصری که در آن سرعت توسعه و خلاقیت در حوزة
تکنولوژی، چندین برابر گردیده و مرزهای کندکننده و مانعشوندة
ارتباطات، یکی پی دیگری درهم شکستهاند. به همین دلیل میتوان با یک
حساب سرانگشتی، تفاوت عمیق در حوزة توسعه و پیشرفت را میان این کشور و
کشورهای دیگر مشاهده کرد.
امنیت، ثبات را به میان میآورد و ثبات، صلح و آرامش را در پی دارد؛
ولی امنیت، این اساس و ریشة ثبات و صلح، هنوز در افغانستان حاکم
نگردیده است؛ پس حرف از صلح، حرفی است قبل از زمان و پیش از موعدش.
عمده عواملی را که در شکنندهگی و عدم تطبیق امنیت مطمئن نقش دارند،
میتوان به سه گروه بخشبندی نمود: عوامل داخلی، عوامل خارجی و عوامل
داخلی ـ خارجی.
در میان عوامل داخلی، میتوان به مواردی چون قدرتطلبی، کمرنگی حس ملی
و ملیگرایی، فساد، موجودیت سلاح در بین اشخاص غیر مسؤول، اثرات ناگوار
گروهبندیها و صفبندیهای گذشته، دشمنیهای قومی و خانوادهگی،
کمشدن حس مسؤولیت، دیدگاههای افراطی و تفریطی، ضعف ساختارهای نظامی و
امنیتی داخلی، ساختار قومی و نژادی و... اشاره کرد.
در میان عوامل خارجی نیز دستاندازی و مداخلة تعدادی از کشورها،
ناهمگونی، نابرابری و ناسلامتی برنامههای کمکی و اصلاحی
وعدهدادهشده، دورنگی و دوگانهگی و دورویی در استراتيژی و پالیسی
بعضی از دول، ناکارآمدی برنامههای نظامی و رویکرد باالقوه بیرویه و
خشونتآمیز در مواردی که ضرورتی به این کار نبوده، سوءاستفاده از
باورهای دینی تعدادی از جوانان احساساتی و... را نام برد.
قصة عوامل داخلی ـ خارجی نیز دست کمی از دو بخش ذکرشده، ندارند.
زدوبندهای بعضی از گروهها و احزاب داخلی، برای رسیدن به قدرت و کوشش
برای هماهنگی با قدرتهای آن طرف مرزها، رشد بیرویة مافیای فساد و
مواد مخدر در داخل و خطا یا عمد نیروهای خارجی در غافلشدن از آنها،
سوءاستفاده از منابع داخلی به صورت کوتاهمدت و یا درازمدت و... در این
حوزه جای میگیرند.
معمول بوده تا تقاضای ملتها از دولتهایشان در کشورهای شرقی زیاد
باشد و افغانستان مستثنی از این قاعده نبوده است. این تقاضا، اکثراً
تقاضای حداکثری بوده، یعنی مردم خواستهاند تا کل کار را دولت برایشان
انجام دهد. مردم البته حق داشته و دارند تا در محیطی آرام و به دور از
خشونت و کشمکش زندهگی کنند و این خواسته کاملاً به جا است. ولی
رویکردهای ناکافی و غیرمؤثر چند سال اخیر دولت و نیروهای خارجی در قبال
مشکلات امنیتی، عمیقشدن فاصله میان مردم و دولت، ازدستدادن اطمینان
به کارآمدی دولت و انجامندادن کاری برای سهمگیری و مشارکت اثرگذار
مردم در امور کشوری موضوع تأمین امنیت را پیچیدهتر و غامضتر نمایانده
است.
لیکن راهحل چه خواهد بود؟ به اختصار باید گفت که بازبینی در تمام
حوزههای ذکرشده و به علاوة آن، تقویت نیروهای ملی متعهد، کنارگذاشتن
رویکردهای معیوب و بی اثر، توجه به حسّاسیتها و ارزشهای بومی و ملی،
بالابردن سطح معرفتی جامعه و برنامههای مشابه کوتاهمدت، میان مدت و
درازمدت دیگر، قادر اند پوشش امنیتی بهتری را برای جامعة افغانی امروز
فراهم آورند. |