|
سال نو، اميد ها و هراس ها
سال نو را در حالی آغاز کردهایم که اطراف ما را
هالهيی از ترس و امید، طوری در بر گرفته است که سیاهی خوف پر رنگتر و
فربهتر از گذشته به نظر میآید. هر چند میکوشیم که چنین تصوری را
زاییدة خیال و اوهام انگاریم؛ اما مشاهدة واقعیتهای دردناک در این
کشور، به ما نهیب بد میزند و خبر از ادامة مصیبت میدهد.
در آستانة سالی که گذشت و یک دو سالی که قبل از آن سپری شد؛ باوری
یافته بودیم که بلای آدمکشی فروکش خواهد کرد، بلای خودفروشی به انجام
خواهد رسید، بلای بیقانونی و چپاول و رشوت و دروغ از پای در خواهد
آمد، بلای ظلم و اجحاف جایش را به عدالت و دادخواهی خواهد سپرد! بلای
بداخلاقی و بداندیشی و رذیلت ریشهکن خواهد شد، بلای سمتگرایی و
لسانگرایی و قوم و مذهبگرایی و... به حقگرایی مبدل خواهد گردید!
بلای ویرانی و فقر و دربهدری و نا امنی جایش را به صفای سازندهگی و
رفاه و استقرار و امن خواهد داد! اما هزاران دریغ و درد! که نه تنها
چنین نشد؛ بل تنور آدمکشی و جنایت توسط تفنگیان داخلی و خارجی تا هنوز
سرخ است؛ بیقانونی و دزدی و چپاول به شدت توسعه یافته است؛ از عدالت و
دادخواهی خبری نیست که نیست! بداخلاقی و فواحش به صورت عمدی در حال
گسترش است! صداهای سمتگرایی و قومگرایی و... از همه وقت، قوت بیشتر
یافته است! افعی فقر و بدامنی و ویرانی، به اشکالی از هر طرف ملت
بیپناه ما را در چنبرة خود گرفته و دم به دم به فشار مرگبارش
میافزاید! و...
کنون ای هموطن! ای هممسیر جادة پر خار رنج! ما به دنبال نقطة امید
سرگردانیم! چه، به هر دری که رو کردیم و به هر چیزی که دل خوش داشتیم،
مایة شرمساری شد!! کجاست اما تکیهگاه اصلی ما؟ حال شاید اگر به وجدان
بیدار تو دل خوش کنیم! شود اگر به ایمان سرشار تو امید بر بندیم! و
شاید اگر بدین همه آدم مظلوم و بیپناهی تکیه کنیم که گرگ وحشی ظلم و
دهشت، آه از نهادشان به آسمانها بر کرده و اشک بیچارهگی، چشمان
حیرانشان تر ساخته است! بیا تا این همه را به درگاه آن احد مقتدری
وسیله سازیم که به هر کار فقط او تواناست، ملجاء بیپناهان اوست و
التیام درد دردمندان هم از اوست! مهربان است و سریعالحساب و داعی به
دعوت:]اُدْعُوْنِیْ اَسْتَجِبْ لَکُمْ[ اینک ای بزرگ آفریدگار! ما از
هر در نا امید و رانده شدیم، از هر راه خسته و وامانده به سوی تو
برگشتیم! آه مظلومانه و اشک دردمندانة خویش با تضرع تقدیم تو میکنیم،
دست نیاز با ندای ]رَبَّنَا ظَلَمْنَا[ به آستان کبریاییات میگشاییم،
به رحمت اجابتمان کن و کار ما به سامان آور! امت ما را در مسیر خوبی
دنیا و آخرت رهنمون گردان! این کهنه زخم را به رحمت خویش التیام ببخش!
ما را تختة مشق کافران قرار مده و میان ما و قوم ما به حق فیصله کن که
تو بهترین گشایندهگان هستی!
آمین یا اله العالمین. |