|
نوجوانان و چالشها
معرفي كتاب
نوشته: محمدتميم سيدي
قهرمان واقعي كيست؟!
در وجود هرانسان دو غريزة با هم مخالف وجود دارد که اين دو غريزه؛
«خوشحالي و خشم» است که گاهي اوقات در انسان نمايان ميشود، انسان کوشش
ميکند که غريزة خوشحالي را در وجود خود نمايان سازد و از غريزة ديگر
که خشم است پرهيز نمايد ولي خشم و غضب در دست خود انسان نيست نا آگاه
در وجودش نمايان ميشود. خشم و غضب وقتي در انسان نمايان ميشود که
عملي با طبيعتش ناسازگار باشد و يا...
در وقت خشم و غضب انسان تعادلش را از دست ميدهد و به فکر رعايت حدود
الهي نيست و نفع و ضرر خود را مد نظر نداشته و فراموش ميکند. به تجربه
و مشاهده ثابت شده به قدري که شيطان در حال خشم بر انسان مسلط ميشود،
در ساير احوال مسلط نميشود گويا در وقت خشم انسان در کنترول شيطان
قرار دارد تا حدي که گاهي انسان کلماتي نادرست و کفرآميزي را به زبان
ميآورد بدين جهت خداوند(ج) مؤمنين را از اين صفت و خصلت بد باز
ميدارد و به آنان توصيه ميکند که فرو بردن خشم و غضب از صفات
بندهگان مقرب اوست و او بندهگان مقربش را دوست دارد. و در احاديث
متعددي از پيامبر(ص) دربارة خشم روايت شده است که تا بدين وسيله مؤمنين
بتوانند در هنگام خشم خود را کنترول نمايند و از پيامدهاي بدي که در
عقب آن نهفته است جلوگيري کنند. آن حضرت ميفرمايند: «قهرمان واقعي کسي
نيست که حريفش را بر زمين بزند، بلکه قهرمان در حقيقت کسي است که به
هنگام خشم بر نفس خود غالب آيد» شايستهگي لقب قهرماني را انساني دارد
که به هنگام خشم بر نفس خود کاملاً مسلط باشد و نفس، او را به انجام
کارهاي اشتباه و بيجا وادار نکند.
از اين حديث آن حضرت معلوم ميشود که خواست خداوند و پيامبر او اين
نيست که در قلب انسان کيفيت خشم و غضب پيدا نشود »زيرا به هنگام سخن و
يا عمل خلاف طبعيت، پيدايش آن کيفيت در قلب، امري فطري و طبيعي است و
پيامبران هم از آن مستثني نيستند«
بلکه خواست آنان اين است که هنگام ورود آن کيفيت در قلب، بر نفس کنترول
کامل داشته باشد و اين طور نباشد که انسان مغلوب آن کيفيت نفساني گشته
و نفس، او را به انجام اعمال و حرکاتي وا دارد که مخالف شأن بندهگي
باشد.
لازم است بدانيم، خشمي که در شريعت مورد نکوهش قرار گرفته، خشمي است که
منشأ آن هوا و هوس نفساني بوده، انسان را مغلوب نفس و شيطان ميگرداند
تا حدود الهي و احکام شرعي را رعايت نکند، اما خشمي که براي رضاي
خداوند و بر اساس حق باشد و در آن از حدود و مرزهاي شريعت، تجاوز و
تعدي صورت نگيرد، مذموم نيست؛ بلکه نشانة کمال ايمان وتصويري از جلال
خداوندي است.
پيامبر(ص) به منظور حفاظت از نتايج بد و نامطلوب خشم توصيههاي را
کردند که نسخهيي است رواني و بينهايت مفيد و مؤثر؛ زيرا در حال خشم،
کارها و حرکتهاي بيجايي از انسان سر ميزند و با اين توصيههايشان
ميتواند از آنها جلوگيري کند.
يکي از فرمودههاي آن حضرت اين است که: «خشم از جانب شيطان است (يعني
از حدود الهي به هنگام خشم در اثر تسلط شيطان تجاوز ميشود) و شيطان
است (يعني شيطان به لحاظ اصل و نژاد آتشين است) و آتش با آب خاموش
ميشود لذا هنگامي که يکي از شما خشمگين شد، بايد وضو بگيرد.»
اين روش درمان خاصي است که آن حضرت بيان داشتند، بناءً در هنگام خشم
لازم است اين فرمودة رسول خدا(ص) را به ياد آورده؛ عملي سازيم؛ از شدت
خشم بكاهيم و سکون و آرامش حاصل نماييم تا بتوانيم به وسيلة اين دارو،
خويش را درمان نموده؛ از جملة بندهگان مقرب خداوند شويم و طبق حديث
پيامبر(ص) قهرمان واقعي باشيم.
نوجوانان و چالشها
اول صفحه
نوشته: عبدالحليم حبيبي
از آنجايي كه كشور ما بيش از دو دهه جنگهاي خانمانسوز را پشت
سر گذرانده و اين جنگها ويرانيهاي زيادي را به بار آورده است؛ مردم
ما عموماً و جوانان و نوجوانان خصوصاً دچار مشكلات گوناگوني شدهاند و
در رأس همة اينها مشكلات ديني، اخلاقي، اجتماعي و... ميباشد.
بر آن شدم تا اين مشكلات را به قلم ناتوان خود به رشتة تحرير در آورم و
مخصوصاً همان اصولي كه سرماية اصلي يك ملت و جامعه است. اميد است كه
مورد استفادة هرچند اندك نوجوانان واقع گردد. چرا كه مشكلات ما زياد
است و در قسمت جوانان هم چنانچه ديده ميشود متأسفانه به قدري از بعضي
اصول دين كنارهگيري كردهاند كه آنها را جزء دين نميشناسند. و فقط
بعضي از جواناناندكه مباني تربيتي را فرا گرفته؛ ديگر به فكر هيچ چيز
نيستند. متأسفانه اين بيتوجهي جوانان از اثر غفلت مسؤولين، مربيان،
امامان و والدين محترم ميباشد. و دولت هم به اين نينديشيده است تا در
مكاتب درسهاي در صنوف ابتدايي و متوسط ايجاد كند كه بيشتر جنبة ديني،
اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي، شناخت هدف اصلي از زندهگي و... داشته باشد.
تا در آينده جواني آگاه، دينمدار و جواني كه واقعاً جامعة ما به آن
نياز دارد، داشته باشيم و نيازي ـبه گفته خودشانـ به روشنفكران خارجي
نداشته باشيم چنان كه حالا مشاهده ميكنيم؛ تمام فابريكات صنعتي و
اقتصادي، سيستم تربيتي معارف، سيستم نظامسازي و... همه وهمه در تصرف
خارجيها ميباشد. و از مكاتب دولتي هم كه بگذريم باز هم تأسفآور است
اين كه علماي عزيز ديني ما كه خود را وارثان انبياء خطاب ميكنند برعكس
مسألة گذشته؛ اصلاً به علوم ساينس و تكنولوژي امروزي توجه و اعتنايي
ندارند. چنان كه آنها هم در مساجد و مدارس ديني همان درسهاي را آموزش
ميدهند كه جنبة ديني داشته باشد. و حتا عدهيي به اين فكراند كه غير
از همان علومي كه مختص خود ساختهاند؛ ديگر علوم كاملاً مخالف و متضاد
دين است و آموختن آنها حرام. درست مثل همان مسألهيي كه قبل از بعثت
پيامبرr رواج داشت و مردم فكر ميكردند كه دين و دنيا دو پديدة مخالف و
متضاد هم ميباشند. چنان كه كسي كه ديندار بود نبايد به دنيا اصلاً فكر
ميكرد و برعكس دنيادار هم اجازه نداشت به دين روي بياورد و اگر زماني
ديندار ضرورتي برايش پيش ميشد و به مشكلات اقتصادي دچار ميگرديد. دلش
از دين به سر آمده به ناچار از دين وا ميگرائيد و به دنيا ميچسپيد. و
برعكس! دنيادار وقتي احساس ميكرد كه احتياج به دين دارد تمام مال و
منال خود را رها كرده، به دين روي ميآورد. تا اين كه پيامبر آمد! پرچم
توحيد را برافراشت و دين و دنيا را دو پديدة كه بودنشان لازم و ملزوم
يكديگراند معرفي كرد. و دانشمندان ما هم بايد به اين مسأله توجه داشته
باشند؛ تا جواني تربيه كنند كه هردو بعد مادي و معنويش مساويانه پيش
برود چرا كه خداوند انسان را به واسطة همين دو بعدش از ملائكه بالاتر
خوانده است و به آن آموختانده تا چنين دعا كند: [رَبَّنَا
آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا
عَذَابَ النَّار] و همچنان: ِ[وَابْتَغِ
فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنْ
الدُّنْيَا]
معرفي كتاب
اول صفحه
نوشته: محمد احمديار
از قرن ششم ميلادي كه سقوط تمدن اسلامي آغاز گرديد و سرانجام در
تركيه آخرين بناي خلافت در سال 1924 فرورويخت، هريك از انديشمندان و
متفكران برجسته جهان اسلام سعي در پيبردن به علل شكست و عقبماندهگي
مسلمين كردند، آثار و كتب بسياري در زمينه به تحرير در آمد و در جهت
ارائة راهكارهاي مناسب براي بهبود اوضاع و شرايط به تحقيق و كاوشهاي
جدي دست زده شد. يكي از آثاري كه درباره چراها و راهكارها ميپردازد
مجموعه مقالاتي است كه توسط استاد سيد ابوالاعلي مودودي با عنوان
”گفتارها“ به رشته تحرير در آمده است، كتاب يادشده در بر گيرنده مجموعه
مقالاتي مختلف اما با هم مرتبط بوده كه به مناسبتهاي مختلف در
ترجمانالقرآن به نشر رسيده است.
گفتارها به موضوعاتي چون بردهگي فكري، اين كه چرا انديشهها و افكار
در بند غرب بسر ميبرند و به ملت بيمار عصر جديد ميپردازد و براي روش
صحيح بازسازي ملت گفتههاي نابي دارد.
در جايجاي كتاب كه داراي 9 مقاله است به گوشهيي از عقبماندهگي
فكري، سياسي و اقتصادي مسلمين عنايت شده و جهان را به مثابه قطار
سريعالسير تمدن تشبيه نموده كه در يكي از كوپههاي درجه سه آن
مسافراني سرگردان و ناآگاه از مقصد به نام مسلمين نشستهاند؛ در حالي
كه لوكوموتيو آن در دست غرب و سردمداران آن است. و قطار به سرعت به طرف
خواستههاي آنان در حركت است در مبحث روش صحيح بازسازي ملت سخناني در
بارة اصلاح ملت دارد و از تفاوت ميان اصلاح امت و انقلات و اين كه چرا
جنبشهاي انقلابي زودتر به اهداف خود ميرسند، اشاراتي دارد.
كتاب متذكره به وسيله عبدالغني سليم قنبرزهي ترجمه و توسط انتشارات
«نشر احسان» در 176 صفحه در سال 1383 نشر شده است. |