در باره ما سایتهای برتر    بزرگان افغانستان گزارشها هنر وادب اسلام   تماس باما English

 

 
 
          معرفت 48    
 

 

           
   

تدوين و گردآوري قرآن     عبدالصبور كهن

       
   

 

    سـرمقاله  
   

رمز موفقيت

 

تدوين و گردآوري قرآن
نوشته: عبدالصبور كهن
<قسمت پاياني>
اشاره: در قسمت اول و دوم از چگونگي گردآوري و تدوين قرآن عظيم‌الشأن در دوران پيامبر و خليفة گرامي‌شان ابوبكر صديق گفتيم و اينك در آخرين قسمت اين مبحث مي‌پردازيم به كاركردهاي حضرت عثمان؛ در بخش تدوين و پخش قرآن كريم به نقاط مختلف جهان.
دورة سوم: زیر نظر عثمان جامع‌القرآن:

از آنجایی که می‌دانیم تلاوت قرآن به هفت شیوه که به قرائت هفت‌گانه مشهور است صحیح بوده از پیامبر شنیده شده و متواتر می‌باشد بناءً هریک از پیش‌تازان علوم قرآنی «از اصحاب» به شیوه و قرائت خاصی قرآن را تلاوت و به مسلمین تعلیم می‌دادند مثلاً شیوة قرائت عبدالله بن مسعود، قرائت مقداد بن اسود، شیوة ابوموسی اشعری و...
در اواخر سال 24 و اوایل 25 هجری گشایش‌ها و پیروزی‌های سپاه اسلام مرزهای سرزمین‌های عربی را در نوردید و سرزمین‌های عجمی را نیز در بر گرفت، در این برهه از زمان؛ نبود شیوه‌يي واحد برای خواندن قرآن‌کریم اختلافاتی را به بار آورد و این ناسازگاری تا اندازه‌يي در جبهه‌ها، شهرها و آموزشگاه‌ها پخش شد؛ خصوصاً در جبهة آذربایجان و ارمنستان و شهرهای عراق و شام که هرمسلمان ژرف‌نگر را به اندیشه وا می‌داشت.
مشکل و چالش دوم این بود که جمعی از جوانان تابعی با قرائت شاذ و غیر متواتر قرآن را تلاوت می‌کردند و هریک بر دیگری فریاد می‌زد: «قرائتی خیر من قرائتک» (خوانش من از خوانش تو بهتر است) و بدگویی را به حد تکفیر رساندند گوشه‌يي از این خبرها به حضرت عثمان هم می‌رسید و او هم نگران بود که «حذیفه بن یمان(رض)» فرماندة سپاه اسلام در ارمنستان با حالتی از هراس و پریشانی از جبهه به سوی مرکز خلافت شتافت و گزارش را به حضرت عثمان رساند؛ بلا فاصله حضرت عثمان به منبر نشست و روی سخن را متوجه یاران پیغمبر کرد و فرمود: «ای اصحاب پیامبر(ص) هرچه زودتر گرد هم آیید و «امامی» را برای جوامع اسلامی بنویسید» سپس جلسات کاری مهاجرین و انصار زیر نظر امیرالمومنین برای بررسی دو مطلب آغاز شد؛ یکی پدید آورنده‌های اختلاف بین مسلمانان در تلاوت و دیگری نوشتن و پخش‌کردن نسخه‌يی از قرآن؛ تا ریشة همه اختلافات را بخشکاند. این جلسه بعد از گفت‌وشنودهای زیاد؛ سه مورد را اسباب اختلاف قلم‌داد کردند:
ـ اول: بخش بزرگي از اختلافات از اثر تعدد قرائت‌ها نشأت می‌گرفت؛ مثلاً شیوة خواندن آیه 129 بقره به دو قرائت از پیامبر نقل شده:
کیف ننشزها «قرائت عاصم»
کیف ننشرها «قرائت ابن‌کثیر»
ـ دوم: بخشي کوچک از اختلافات به دليل وجود قرائت‌های شاذ یعنی کلماتی در مصحف‌های شخصی نوشته شده که از اصل قرآن نیست بلکه نویسندة مصحف؛ تفسیر آیه را یادداشت کرده و خواننده آن را از اصل قرآن پنداشته است.
ـ سوم: پارة دیگر اختلافات از تفاوت تلفظ حرف‌ها به لهجه‌های مختلف عرب؛ چون لهجة قریش تا لهجة هذیل به وجود می‌آمد؛ مثلاً قریش «حتی حین» می‌خواند و هذیل «عتی عین».
دریافت راه‌حل برای اختلافات:
اعضای جلسة اصحاب، راه حل همه ناسازگاری‌ها را نوشتن و توزیع قرآن‌های با این شرایط را خواستار شدند فقط به لهجة قریش نوشته شود.
قرائت شافة شاذ را راه ندهند.
کلیه قرائت‌های متواتر را جای دهند.
حضرت عثمان، با تمام نیرو به اجرای مصوبات شورای اصحاب پرداخت و گام‌های نخستین را اين گونه برداشت:
گروه کاری‌يي دوازده‌نفره به سرکرده‌گی زید بن ثابت و دیده‌بانی خودش تشکیل داد.
مصحف عصر ابوبکر که نزد ام‌المومنین حفصه «دختر عمر» بود برای الگو قراردادن خواسته شد.
برای ژرف‌نگری هرچه بهتر همه مصحف‌های شخصي جمع‌آوری شد.
گروه حل اختلاف؛ پس از جان‌فشانی‌های زیاد؛ یک مصحف امام را با ترتیب و تسلسل امروزی نوشتند و هشت نسخه از آن تکثیر کردند و یکی را به خودشان و دیگران را به مکه، بصره، مدینه، یمن، بحرین و شام، با یک قاری ممتاز فرستادند.
و تمام مصاحف دیگر را سوزاندند؛ جز یک مصحف که متعلق به عقبه بن عامر بود چون هنرمندانه و با خط زیبا نگارش یافته بود، عقبه آن را پنهان کرد؛ طوری که ابن یونس مورخ بصری (متوفی347 ه ق) آن را دیده بود.
از مصحف عثمانی در سرتاسر جهان اسلام استقبال شد و به زودی هزاران نسخه از رویش نوشته شد، مشهور است که عبدالرحمن بن عوف به نویسندة مسیحی6 مثقال طلا دست‌مزد داد تا برايش قرآني از روي نسخة قرآن عثمان نوشت.
چه سرنوشتی به مصاحف گران‌مایة هشت‌گانه آمد:
به جز از دو مصحف «شامی و مدنی» از سرانجام دیگران خبری نیست؛ مصحف شامی تا قرن هشتم هجری از سوی مؤرخین بازدید شده؛ ابن‌کثیر صاحب البدایه و النهایه متوفي 774 و ابن بطوطه متوفي 779 آن را در مسجد جامع دمشق دیده‌اند و آن را ستوده‌اند. پژوهش‌گران معتقدند؛ این مصحف مدتی نزد امپراتور روسیه در کتابخانة لینن‌گراد بوده؛ سپس به انگلستان منتقل شده؛ ولی برخی ديگر به اين باوراند كه تا سال 1310 هجری در دمشق دیده شده و در همان جا طعمة حریق گردیده است.
مصحف دوم، مصحف خاص حضرت عثمان (رض)است که بالای آن به شهادت رسیدند؛ این مصحف پس از شهادت آن بزرگوار به شام منتقل شد؛ در قرن هفتم توسط اميرتیمور گرگانی متوفي 807 به سمرقند و بعد توسط حاکم ترکستان به پطرزبورگ برده شده و در سال 1904م پنجاه نسخه به صورت فتوکپی تکثیر شد و به پادشاهان کشورهای اسلامی و مستشرقین پخش و یا به بهای 500 روبل طلا فروخته شد. این مصحف در سال 1923م به سمرقند بازگردانده شد و ظاهراً امروزه در تاشکند نگهداری می‌شود.

رمز موفقيت                                                      اول صفحه
تهيه و ترتيب: عصمت الله موحد
 موفقيت و رسيدن به خواسته‌ها از جمله مقوله‌هايي است كه همه انسان‌ها در زنده‌گي خواستار آنند و مي‌خواهند به اهداف و مقاصد خود برسند. هرچند موفقيت از ديدگاه اشخاص متفاوت است. مثلاً نزد عده‌يي موفقيت يعني رسيدن به ثروت و دارايي و از ديدگاه بعضي ديگر رسيدن به مرتبه‌يي از قدرت و از نظرگاه يك مسلمان صادق؛ موفقيت يعني در همه‌حال كسب رضايت حضرت خالق و... اما رسيدن هريك از اين اشخاص به خواسته‌هاي شان نياز به يك سلسله عوامل و كوشش‌هايي دارد تا هركدام به خواستة خود برسند. بر اساس قوانيني كه خداوند در اين دنيا حاكم گردانيده است. براي رسيدن به هدف بايد يك سلسله كنش‌ها و واكنش‌‌‌هايي صورت پذيرد تا نتايجي را به بار آورد.
ما در زنده‌گي افراد موفق و بزرگ؛ مي‌توانيم بسياري از اين عوامل را پيدا كنيم. هرچند عوامل موفقيت يكي‌دوتا نيست، اما به مهمترين آنها اشاره مي‌كنيم:
كار درخور ذوق و استعداد:
يكي از رمزهاي كاميابي اين است كه انسان كاري را برگزيند كه درخور ذوق و استعدادش باشد. خداوند بزرگ همة انسان‌ها را يك‌نواخت نيافريده است بلكه در هرانساني استعدادي را به وديعه نهاده است. چنانچه گفته‌اند: «در هرسري شوري است. خوشبخت كسي است كه ذوقش را دريابد»
شغل و حرفة را كه انسان انتخاب مي‌كند، اگر مطابق ذوق و استعدادش باشد مي‌تواند خيلي خوب موفق باشد و چون عشق آن كار به دلش است. هميشه آن را با شور و شوق وصف ناپذيري انجام مي‌دهد.
سخت‌ترين ضربه به پيشرفت يك دانشجو آن است كه بدون سنجيدن ذوق و توانايي‌اش رشته‌يي را انتخاب كند كه درخور علايق وي نباشد.
جواني كه ذوق ادبي دارد. از زبان و قلم او سخنان دلنشين و اشعار نغز مي‌طراود و برخلاف؛ استعداد و توانايي‌اش در رياضيات از وجهة درخشاني برخوردار نيست و قطعاً كاميابي او در رشته‌هاي غير ادبيات چشم‌گير و دلخواه نيست. از اديسون پرسيدند: چرا اغلب جوانان موفق نمي‌شوند؟ گفت: «براي اين كه راه خود را نمي‌شناسند و در جادة ديگري قدم مي‌نهند» افرادي اين چنين ضربة را كه به جامعه مي‌زنند دو جانبه است:
كاري را كه شايسته‌گي آن را دارند تعقيب نمي‌كنند تا كامياب شوند.
كاري را كه عهده‌دار آن شده‌اند به خوبي انجام نداده و از عهدة آن بر نمي‌آيند. در متون ادبي ما تأكيد زيادي بر شناسايي خود شده است چنان كه گفته‌اند: «خودشناسي خدا شناسي است«.
كار و كوشش و فعاليت:
نظام آفرينش گواه روشني است بر اين كه كاميابي هرموجودي وابسته به فعاليت، تلاش و كوشش اوست. تا صدها فعل و انفعال شيميايي در يك نهال به وجود نيايد هرگز يك درخت برومند نخواهد شد؛ هرموجود ذي‌روحي از روي فطرت به اين حقيقت رسيده كه بقاء حياتش در گرو كار و كوشش است.
خداوندY در قرآن‌كريم مي‌فرمايد: »سعادت هركسي در گرو عملش مي‌باشد» عدم پيروزي عده‌يي از مردم عللي دارد و آن اين كه روح تكاپو و كار و تلاش در آنها مرده است. هجوم جوانان به ادارات و اشغال كرسي‌ها و ميزهاي مؤسسات دولتي و غير دولتي، خود نمايان‌گر كم‌رنگ شدن علاقه و استعداد كاري‌شان در بخش كارهاي سنگين فكري و فزيكي است و به جاي اين كه مولد ثروت باشند، مصرف كنندة ثروت هستند.
زنده‌گي مردان موفق نشان مي‌دهد كه همه مرد كار و كوشش بوده‌اند. در سيرت پيامبر گرامي اسلامr مي‌بينيم كه ايشان يك لحظه از كار و كوشش دست نكشيدند و ديگران را هم به كاركردن تشويق كرده‌اند. چنان كه يك روز كارگري را ديدند كه دست‌هايش آماس كرده بود. دست او را بلند كرده گفتند: «آتش دوزخ هيچ‌گاه اين دست را نمي‌سوزاند. اين دستي است كه خدا و رسولش آن را دوست دارند. در روايتي ديگر: عابدي خدمت پيامبر رسيد و گفت؛ كه او تمام سال را عبادت مي‌كند و خرج فاميلش را برادرش مي‌دهد. پيامبر فرمودند: «برادرش به خدا نزديك‌تر است» زنده‌گي افراد موفق نشان مي‌دهد كه همه‌گي مرد كار و زحمت بودند، به قول الكساندر هاميلتن نابغة عصر خود: «مردم مي‌گويند تو نابغه هستي، در حالي كه من از نبوغ خود خبر ندارم و فقط اين را مي‌دانم كه شخص زحمت‌كشي هستم»
و يكي ديگر از همين دانشمندان مي‌گويد: «آنچه شده‌ام نتيجة كار من است من در سراسر عمرم لقمة بدون كار و زحمت نخورده‌ام»
اين صنايع شگفت انگيز نتيجة كار و كوشش پي‌گير و خسته‌گي‌ناپذير دانشمندان است.
نابغة شرق ابن سينا مردي پركار و پر مطالعه بود كه كتاب‌هايش شهرت جهاني دارد. ابن رشد، دانشمند مسلمان از موقعي كه با كتاب آشنا شده بود حتا يك روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفكر نگذرانده بود.
كساني كه جهان را تكان داده‌اند ار نظر مواهب عقلي و فكري زياد فوق‌العاده نبوده‌اند بلكه شالودة موفقيت آنها را كار و كوشش و بعداً ثبات و استقامت تشكيل مي‌داده است.
ايمان به هدف:
نشان مرد مؤمن با تو گويم اگر مرگش رسد خندان بميرد
ايمان به هدف محرك باطني و درونيي است كه خواه‌نا‌خواه انسان را به سوي هدف مي‌كشاند. از آن جا كه حب ذات در انسان ريشة عميق دارد و هرگز گسستني نيست. هرگاه انسان مطمئن باشد كه سعادت و كاميابي او در گرو فلان كار است خواه‌ناخواه به سوي آن مي‌رود. فردي كه به صحت و تندرستي خود علاقه دارد. در وقت مريضي داروهاي تلخ را به آساني مي‌خورد و خود را به راحتي زير چاقوي جراحان قرار مي‌دهد؟! زيرا مي‌داند كه بهداشت او در گرو خوردن دارو و جراحي و بريده شدن عضوهاي فاسد است. ولي اگر اعتقاد و ايمان از بيمار سلب گردد ديگر نه دارو مي‌خورد و نه زير تيغ جراح قرار مي‌گيرد.
چهارده قرن پيش در سر چاه‌هاي بدر در كوير سوزان حجاز؛ مسلمانان كه شمارشان از 313 نفر تجاوز نمي‌كرد و از نظر ابزار جنگي و دفاعي تجهيزات كافي نداشتند. با ارتش نيرومند و مجهز قريش روبرو شدند. احتمال پيروزي مسلمانان از نظر يك كارشناس جنگي صفر بود و هرگز تصور نمي‌شد كه اين گروه ناچيز سازمان يك ارتش نيرومند را درهم كوبند ولي برخلاف پندارهاي مردم مادي و كارشناسان ماده‌پرست يك اقليت داراي نيروي ايمان به هدف، در ظرف چندساعت بر يك ارتش مجهز پيروز گرديد. علت كاميابي و پيروزي اين اقليت مسلمان همان ايمان به هدف بود كه مرگ و شهادت را براي آنها آسان نمود.
 ادامه دارد...

    در خارستان غرب و شرق  
        حقيقت توحيد  
        آینده اسلام و اسلام آینده  
        قابل توجه وزارت تحصيلات عالي  
        نوآوري، توليد افكار  
        ديـــــــــدگـــــــــاه  
        طنز - معتادين  
           
    معرفت نوجوان