|
متصدي صفحه: محمد
اسماعيل درمان
esmael.darman@gmail.com
با آن که اتفاقات زیادی در یک ماه گذشته به وقوع پیوستهاند، دوست دارم
اشارهيي کوتاه به چند موضوعی داشته باشم که شاید به اتفاقات جاری ربط
داشته باشند و شاید هم به هیچ وجه ربط نداشته باشند و اما در اینجا
بیان ساده است و روشن، تحلیل بیشتر و نقد، گفتوگو، تجزیه، ریشهیابی،
پژوهش و جستجو را میگذاریم به صاحبان اهل نظر و تفکر، آنهایی که از
تولید فکر و نظرگاههای بکر نمیهراسند و از خطوط قرمز فرضی اما
غیرمنطقی عبور میکنند و پردههای به ظاهر مقدس را به یکسو میزنند.
از دیرباز گفتهاند و گفتهایم که حقایق را از زوایای گوناگون میتوان
دید.
کمیت و کیفیت
به شروع سال شمسی نزدیک میشویم، آغاز بهار و سال تعلیمی دیگر؛ در طول
پنجسال اخیر و بازگشایی مکاتب بر روی طیف وسیعی از کودکان، نوجوانان و
جوانان، شاهد ازدیاد روزافزون شمار دانشآموزان بودهایم و چه بسا که
سطح کیفی مدارس به جای سیر صعودی، سیر نزولی و قهقرایی پیموده است؛
کمیت، کیفیت را زیر سؤال برده است و قوة اجراییه بنا به هزارویک دلیل
نتوانسته یک سیستم مناسب تدریسی را فرا روی دانشآموزان قرار دهد؛ با
آن که تعدادی انگشتشمار از مکاتب شخصی در هرات و شاید هم بعضی از
ولایات دیگر در کنار مکاتب دولتی فعالیت میکردهاند ـو احتمالاً سطح
کیفی ارائه دروس در این مکانها نیز بهتر بوده استـ ولی این گام کوچک
به هیچ عنوان نمیتواند نیازمندیهای تعلیمی شاگردان را برآورده نماید.
نکات مثبت را میگذاریم یکسو، چون نکات منفی و نقایص بیشتراند و
چشمپوشی از آنها غیرممکن. نصاب تعلیمی کشور در اکثریت موارد نتوانسته
درخور سن و رشد روانی ـ عقلی دانشآموزان تنظیم گردد و این خود مشکل
موجود را پیچیدهتر ساخته است؛ از همان سرود ملی آبکی گرفته تا تعالیم
ظاهراً مهم منطق، کلام، عقاید، فيزیک، کیمیا و ریاضی و تجدید چاپ
کتابهای بیکیفیت دو دهة گذشته ـکه بیشتر در زمان مهاجرت افغانها به
دو کشور همسایه و به صورت اضطراری تهیه گردیده بودندـ در اکثریت موارد
به صورت طوطیوار خوانده و حفظ میشوند؛ این وضع تأسفبار به نحوی در
دانشگاهها نیز حاکم است.
فراهمکردن سیستم کارا و نصاب تعلیمی مؤثر پول، وقت، فکر، تحلیل،
برنامهریزی و مدیریت میخواهد؛ امیدوارم کسانی که دستاندرکار این
فعالیتها هستند، این را در نظر بگیرند؛ در یک کلام، گامهای محکم و با
ثبات و تشکیل زیرساختها و سختافزارهای فرهنگی ـ اجتماعی جامعه از
همین مدارس برداشته میشوند؛ پرواضح است که حتا یک گام کوچک در پیشبرد
و توسعة فرهنگ مدیریت و رشد کیفی مکاتب، نقشی عظیم در تحولات آتی در
لایههای مختلف اجتماعمان بازی خواهد نمود.
رسانه و زمانه
روند پخش برنامههای تلویزیونی، رادیویی و گاه رسانههای چاپی و رویکرد
آنها به مسایل جاری در کشور و دیدگاههای گذرا و دیرپا، نقدها و
تحلیلها و گزارشگریهای آنها، واکنشهای متفاوتی را در طول همین
چندسال اخیر سبب گردیده است؛ عدهیی از نبود پالیسی مشخص رسانهها سخن
گفتهاند و این که این فقدان مسبب رویکردهای غیرمنطقی و گاه آرمانی و
انطباقناپذیر رسانهها، به خصوص شبکههای تصویری، در گذار از ناآگاهی
به آگاهی، اطلاعرسانی و تحلیل مشکلات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و
اقتصادی بوده است؛ عدهیی هم به آن چه تجاریبودن و بازاریبودن
رسانهها نام گذاشتهاند، انگشت انتقاد مینهند و رسانهها را متهم به
چاپیدن جیب مردم و سوءاستفاده از آزادی بیان متهم میکنند؛ نظرات دیگری
نیز که در همین محدوده میگنجند، ارائه گردیدهاند، ولی آن چه مهم است،
یک دید کارشناسانه، جامع، کلینگر و جزیینگر و بیطرفانه است تا
بتواند دردها را درست تشخیص بدهد و راهکار قابل اطمینان، عملی،
اثرگذار و آبرومندانه را پیشنهاد نماید.
برای بررسی تأثیر برنامههای صوتی و تصویری لازم است تا دو پروژة مفید
دیگر نیز روی دست گرفته شود.
یکی از این پروژهها به نام سواد رسانهيی یاد میشود که هدف آن تحقیق،
تحلیل، آموزش و آگاهی از تأثیرات رسانهها بر روی افراد و جوامع
میباشد؛ این پروژه میتواند جدا از حدس و گمانهزنیها در رابطه به
تأثیر مخرب و یا مفید برنامههای رایج رسانههای کشور ما، نتایج مشخص و
قابل اثباتی را از اثرگذاری و نفوذ رسانهها ارائه کرده تا برای بهبود
برنامهها و جلوگیری از ضیاع وقت و یا آسیبپذیری احتمالی بعضی از
برنامهها بر روی کودکان و نوجوانان و یا طیفی خاص از یک جامعه، اقدام
لازم و بهجا صورت گیرد.
پروژة دیگر، سواد اطلاعاتی نام دارد؛ انسان امروزی روزانه با صدها پیام
رسانهيی مواجه میگردد، پیامهايی که به طور زیرکانه طرحریزی
میگردند تا شخص را مشتاق خرید بیشتر، تماشای بیشتر و استفادة بیشتر از
محصولات رسانهيی و صنعتی نمایند؛ از سوی دیگر، اينترنت نیز به عنوان
یک منبع عظیم اطلاعاتی، مطالب زیادی را در خود گنجانده است که صحت و
سقم آنها کاملاً برای یک شخص آشکار نیست؛ سواد اطلاعاتی برای تشخیص
همین غث و ثمین پا به عرصه گذاشته تا انسان را کمک نماید اطلاعات درست،
موثق، مستند و قابل استفاده را به دست آورد؛ به عنوان یک اولویت، ما به
سواد رسانهيی بسیار ضرورت داریم و با استفادة روزافزون محصولات
رسانهيی به پروژة دوم یا سواد اطلاعاتی نیز به همان اهمیت سواد
رسانهيی درآیندة نزدیک، ضرورت خواهیم داشت.
شناخت زمان و شناخت فرهنگ زمان و به علاوه شناخت خاستگاهها و
پنداشتههای عصر حاضر نیز از مسؤولیتهای رسانههاست، پس امیدواریم
رسانههای دولتی و غیردولتی ما، ره به ترکستان نبرند.
|