در باره ما سایتهای برتر    بزرگان افغانستان گزارشها هنر وادب اسلام   تماس باما English

 

 
 
          معرفت 48    
 

 

           
   

حقيقت توحيد    ترجمه: عبدالباري قانت

       
   

 

    سـرمقاله  
   


<قسمت اول>
 به طور قطع، عقيده، اساسي است كه بنيان امت‌ها بر آن استوار مي‌گردد، بنا بر اين صلاح و ترقي هرامت، وابسته به سلامت عقيده و افكار آن بوده و از همين جهت، همة انبياء(ع) نداي اصلاح عقيده را سر داده‌اند.
بنا به فرمودة قرآن، هرپيامبر اولين چيزي كه قومش را به آن دعوت كرده اين است كه: (براي شما جز الله معبودي نيست؛ پس تنها الله را بپرستيد) و در جايي ديگر مي‌فرمايد:
(ما به ميان هرملتي پيغمبري را فرستاده‌ايم تا خدا را بپرستيد و از طاغوت ”شيطان، بت‌ها، ستمگران و...“ دوري كنيد).
اين‌ها همه از آن جا سرچشمه مي‌گيرد كه الله يگانه و لاشريك آفريده‌ها را براي عبادت خود آفريده است: (جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريدم). ذاريات: 56
بايد دانست كه عبادت، حق الله متعال بر بنده‌گانش مي‌باشد، چنان كه معاذ بن جبل روايت مي‌كند كه رسول‌گرامي اسلام براي من فرمودند:
»اي معاذ! مي‌داني كه حق الله‌تعالي بر بنده‌گانش چيست و حق بنده‌گان بر الله متعال چه مي‌باشد؟ گفتم: الله و رسولش داناتراند. فرمودند: همانا حق الله بر بنده‌گانش اين است كه پرستش الله را بنمايند و به او تعالي چيزي را شريك قرار ندهند و حق بنده‌گان بر او تعالي اين است كه هركس به وي چيزي را شريك قرار ندهد؛ ازعذاب نجاتش بخشد«
بلي! اين اولين حق از حقوقي است كه چيزي ديگر بر آن سبقت نمي‌جويد و حق كسي ديگر بر آن اولويت ندارد.
خداوند متعال مي‌فرمايد: (پروردگارت فرمان داده است كه جز او را نپرستيد، و به پدر و مادر نيكي كنيد). اسراء: 23
و باز مي‌فرمايد:
(بگو: بياييد چيزهايي را براي‌تان بيان كنم كه پروردگارتان بر شما حرام نموده است؛ اين كه هيچ چيزي را شريك الله نكنيد و به پدر و مادر نيكي نماييد). انعام: 151
از آن جا كه اين حق بر ديگر حقوق، داراي سبقت و اولويت بوده و اساسي است كه ساير احكام دين بر آن بنا مي‌شود، مي‌بينيم كه رسول‌اللهr در مكه سيزده‌ سال تمام را در حالي سپري مي‌كنند كه وظيفة‌شان دعوت مردم به طرف اين حق و نفي شرك‌ورزيدن به خداوند متعال است و قرآن‌كريم در بيشتر آياتش اين موضوع را تأييد نموده و هرنوع شباهت را از خداوند متعال نفي مي‌كند، و هرنمازگزار چه در نماز فرض و چه در نماز نفل با خداوند متعال تعهد مي‌كند كه به اين مهم قيام مي‌نمايد، آنجا كه مي‌فرمايد: (تنها ترا مي‌پرستيم و تنها از تو ياري مي‌طلبيم).
اين حق بزرگ را توحيد عبادت و يا توحيد الوهيت مي‌نامند، يا توحيد طلب و قصد –‌همه يك مفهوم را افاده مي‌كند- اين نوع توحيد اساساً به صورت فطري در همة نهادها نهفته است: »هرنوزادي بر اساس فطرت به دنيا مي‌آيد«. (بخاري و مسلم)
بايد خاطرنشان ساخت كه در جهان ما درعرصة عقيده و عبادت، اصل؛ توحيد بوده و شرك عارضي و وارداتي است، الله متعال مي‌فرمايد: (مردم يك دسته بودند پس الله متعال پيغمران را بر انگيخت تا بشارت دهند و بترسانند و بر آنان كتابي كه مشتمل بر حق بود و به سوي حقيقت دعوت مي‌كرد نازل كرد تا در ميان مردمان راجع بدانچه اختلاف مي‌ورزيدند داوري كنند). بقره: 213 و يا اين آيه مباركه: (مردم در آغاز آفرينش ملت واحدي بيش نبودند). يونس: 19
تفسيركبير به نقل از عبدالله ابن عباس مي‌فرمايد: »فاصله زماني ميان نوح و آدم، ده قرن بود كه همه بر شريعت حق روان بودند«.
علامه ابن قيم در اين باره در كتاب اغاثةاللهفان مي‌گويد: »اين همان نظر صحيح در مورد اين آيه است« و از قرآن چيزهايي را نقل كرده كه آن را تأييد مي‌كند. و همچنين حافظ ابن‌كثير هم در تفسيرش اين را صحيح دانسته است؛ اما اولين بار شرك در قوم نوحu پديدار شد؛ آنگاه كه آنان در مورد صالحان غلو و زياده‌روي كردند و از دعوت پيامبرشان سر باز زدند! قرآن مي‌فرمايد: (گفتند: معبودهاي خود را وا مگذاريد؛ ود، سواع، يغوث و يعوق و نسر را رها نكنيد.) امام‌بخاري در صحيح خود از عبدالله ابن عباس روايت مي‌كند: »اين ها نام‌هاي مردان صالح از قوم نوح است؛ زماني كه وفات يافتند، شيطان به قوم‌شان القاء كرد كه در جاي نشستن آنان تصويرشان را نصب كنند و نام آنها را بر ايشان نهند و اين كار را كردند، و تا آن زمان مورد پرستش قرار نگرفتند،
اما وقتي كه آن نسل از دنيا رفت؛ دانش مردم در مورد آنان از بين رفت و در نتيجه مورد عبادت قرار داده شدند«.
در همين باره امام ابن قيم مي‌گويد: »تعداد زيادي از سلف صالح به اين نظراند؛ زماني كه افراد صالح وفات يافتند بر قبورشان به اعتكاف نشستند و مجسمه‌هاي‌شان را آماده كردند و چون زماني طولاني گذشت به عبادت‌شان پرداختند« سپس وي مي‌افزايد: »شيطان مشركين را در مورد عبادت بت‌ها به بازي گرفت به اين صورت كه هرقوم را به اندازة عقل‌شان، جهت تعظيم مرده‌هاي كه بت‌ها را به صورت آنها مصور كرده بودند؛ دعوت به پرستش كرد چنان كه در قوم نوح اين چنين بود؛ البته اين سبب براي اغلب عوام مشركين صادق است، اما خواص آنها بت‌ها را به صورت‌هاي ستاره‌گان مؤثر در عالم، به اساس پندار خود قرار دادند، براي آنها خانه‌ها، جاي‌ها، پرده‌ها و قرباني‌هاي را در نظر مي‌گرفتند، اين از قديم تا زمان حال در دنيا بوده است؛
اصل اين مذهب از مشركين صائبه سرچشمه مي‌گيرد و آنان قوم ابراهيمu اند كه وي با آنان به مناظره پرداخت؛ شرك‌شان را باطل نموده و حجت آنان را به و سيلة علم و خدايان‌شان را به دست خود خورد نمود و آنها خواستار آتش‌زدن وي شدند. و گروهي ديگر، از مهتاب بتي ساختند و پنداشتند كه آن مستحق عبادت است و تدبير عالم سفلي به آن وابسته است و گروه ديگر آتش را مي‌پرستند كه آنان آتش‌پرستان‌اند، برايش خانه‌هاي بسياري را بنا مي‌كنند، و خدمه و پرده‌داراني استخدام مي‌نمايند و يك‌لحظه هم اجازة خاموش‌شدن آن را نمي‌دهند و عده‌يي ديگر آب را مي‌پرستند و مي‌پندارند كه آب اصل هرچيز است و تولد، نمو و نشأت و طهارت و عمارت منشأش آب است؛ گروهي حيوانات را پرستش مي‌كنند، گروهي ديگر اسپ را و گروهي گاو را، و گروهي بشر زنده و مرده را، و گروهي جن و گروهي درخت و گروهي فرشته‌گان را
از نقل قولي كه بخاري از عبدالله ابن عباس در مورد سبب ايجاد شرك در قوم نوح نموده بود اين نكات قابل درك است:
خطرناك بودن آويزان كردن تصويرها بر ديوارها و نصب مجسمه‌ها در مجالس و ميدان‌ها؛ چون اين عمل مردم را بالآخره به سوي شرك مي‌كشاند؛ چرا كه بعيد نيست تعظيم آن تصويرها به مرور زمان تحول يافته و مورد عبادت قرارداده شود و يا ممكن است اعتقاد جلب خير و دفع شر از آنان پديدار شود چنان كه در قوم نوح چنان شد.
شيطان تا چه حد حريص است كه فرزندان آدم را فريب داده و گمراه نمايد. گاهي از راهي وارد مي شود كه از عاطفه‌هاي آنان بهره‌برداري نموده، ادعاي ترغيب به امر خير را مي‌كند. آنگاه كه در قوم نوح شدت علاقه و محبت آنان را در مورد صالحان ديد؛ آنان را دعوت به غلو در اين محبت نمود تا كه دستور به نصب تصويرهاي‌شان در مجالس داد و هدفش از اين عمل بيرون بردن‌شان از جادة حق بود.
شيطان تنها به گمراه‌نمودن نسل‌هاي حاضر اكتفا نمي‌كند؛ بلكه به دنبال گمراه‌كردن نسل‌هاي آينده نيز هست؛ چون او آنگاه كه نتوانست شرك را در نسل حاضر قوم نوح ايجاد نمايد براي نسل آينده زيربنايش را گذاشت.
سهل‌انگاري در وسايل شر جواز ندارد بلكه فرض است كه قطع گرديده و هم دروازه‌هاي ورودي آن مسدود گردد.
فضيلت علماي عامل، و اين كه وجودشان در ميان مردم غنيمت است و نبودن‌شان، شر محسوب مي‌شود؛ چون شيطان تا زماني كه آنان حضور داشتند نتوانست كاري را از پيش ببرد تا كه آنان وفات يافتند و بعداً دست به كار شد.
ادامه دارد...

    در خارستان غرب و شرق  
           
        آینده اسلام و اسلام آینده  
        قابل توجه وزارت تحصيلات عالي  
        نوآوري، توليد افكار  
        ديـــــــــدگـــــــــاه  
        طنز - معتادين  
        تدوين و گردآوري قرآن  
    معرفت نوجوان