|
نگاه غرب خصوصاً و جهان غیر مسلمان به طور عموم چه از نظر سیاسی و چه
از منظر اجتماعی از گذشتههای دور تا کنون، نگاهی خصمانه نسبت به اسلام
و مسلمانان بوده است، حوادث تاریخی، جنگها و... همه دلایلی محکم برای
اثبات این مدعا به شمار میرود، اما این دید منفی کمترازکم از وجه
اجتماعی آن در طی اعصار به صورت کینة پنهان در زیر گردوخاک حاصلآمده
از تمدن و تفکرهای مدرن امروزی پنهان مانده بود تا این که سیاسیون غرب
برای دستیابی به اهداف و اغراض خود در زیر این بار گران تاب نیاورده،
نهایتاً آن را با راهاندازی عملیات یازدهم سپتامبر، دوباره آشکار
ساختند!
اکنون نظر غالب اندیشمندان مسلمان بر آن است که تحولات در شرقمیانه
قبل از حادثة سپتامبر و حوادث مابعد آن همهوهمه در حقیقت درامة تراجید
و ترفندی تازه در عصر جدید، برای اجرای نقشههای خصمانهيی بود که با
اهدافی استثماری از سوی غرب مخصوصاً آمريكا بر ضد امت اسلامی طراحی و
به روی پردة نمایش برده شد و خاصتاً غرب از این عملیات، چه در داخل
سرزمینهای خود و چه در خارج بهرهبرداریهای فراوانی نمود.
قوتالظهر فکری غرب نیز در همین راستا، همراه و همزمان با ارابة نظامی
آن، به ترویج و پخش ایدة جنگ تمدنها دست یازید؛ تا به دنیا مخصوصاً
جهان اسلام نشان دهد که غرب اکنون وارد مرحلهيي تازه از حیات خود شده
و مخاطبان، با توجه به برتری فناوری و اقتصاد و سیاست آن، باید حساب
آیندة خود را بر میزانی جدید طوری عیار نمایند که خواستهای
بلندپروازانة غرب در آن به وجه احسن و اکمل منظور شده باشد.
طراحان اصلی درامة سپتامبر، در روند تطبیق تفکر جنگ تمدنها، به فکر
زدن یک تیر به چند نشان در حوزة اسلام بر آمدند، از اشغال سرزمینها و
تغییر نقشة جغرافیایی جهان به دلخواه خود تا سرکوب نظامها و مؤسسات،
تا جلوگیری از نفوذ و رشد بیشتر موج اسلامگرایی در سطح جهان، از طریق
مخدوشکردن چهرة اسلام با چسباندن انگهای دین غیر متمدن و مسلمانان
تروریست و افراطگرا و خشونتطلب و غیره تا اجرای طرح دستکاری در بنای
اعتقاد و ارزشهای اسلامی مسلمانان و... که نمونههای هریک از این
موارد را امروز در سطح جهان به وضوح مشاهده کرده میتوانیم.
ما در این بحث مجالی کافی نداریم تا به تمام مواردی که تحتالشعاع
برنامة جنگ تمدنها؛ بعد از حادثة سپتامبر بر جهان اسلام تحمیل شده
است، بپردازیم؛ اما عجالتاً در این شماره با اشاره به یک مورد که مربوط
به تحریک احساسات و آشکارکردن کینههای پنهان جاهلیت بر ضد مسلمین در
سرزمینهای غیراسلامی میشود، بسنده میکنیم و در ضمن نشان میدهیم که
برخلاف تبلیغاتی که ازسوی رسانههای غربی بر ضد مسلمانان روان است تا
در آن مسلمین را مسؤول اوضاع ناگوار کنونی قلمداد کرده و آنها را به
عنوان مجرمین اصلی و عوامل بروز نابسامانیهای داخلی خود معرفی کنند؛
مسؤول واقعی وضعیت ناگوار دنیای امروز چه کسانی هستند؛ آیا مسلمین و یا
آنانی که خود به مصداق ضربالمثل قدیمی، هم دزدی میکنند و هم فریاد
احوالدار سر میدهند... و در اخیر بحث میکوشیم، راه واقعی برونرفت از
این مشکل را نیز مطرح کنیم.
نگاه ما در این نبشته به عنوان مشتی از خروار به روایت سایتهای معتبر
و موثق خبری است که معلوماتی در بارة کیفیت زندهگی مظلومانة مسلمانان
در کشورهای غیر اسلامی را به نمایش میگذارد و نشان میدهد مسلمانان
امروزی در میان این قفسهای طلایی و در کشورهایي که به ظاهر مهد آزادی
و احترام به عقاید دیگران خود را وانمود میسازند، با چه دشواریها و
مصایبی مواجه هستند:ـ اسپانیا: اندلس اسلامی کشوری بود که در آن بیش از
هشتصدسال مسلمین فرمانروایی داشتند و کشوری است که از طریق آن علم و
دانش و تمدن اسلامی وارد اروپا گردید و به گفتة اندیشمندان غربی
تاریکترین شبهای اروپا را منور و روشن کرد؛ بعد از آغاز حملات صلیبی
بالای اسپانیا و انهدام این کشور توسط صلیبیون؛ مسلمانان در آن قتلعام
گردیده و به زور مجبور به ترک خانه و دیارشان گردیدند.
اکنون در این کشور 230 هزار مهاجر مسلمان وجود دارد و بیش از
دوصدوشصتهزار مسلمان اسپانیایی زندهگی میکنند. متأسفانه مسلمانان در
این کشور با وضعیتی بسیار ناگوار مواجه هستند و حتا تا به حال یکی از
مساجد جامع بزرگی که میراث قطعی و اصلیشان در این سرزمین به شمار
میرود، در اختیار آنها برای اقامة نماز جمعه قرار نگرفته و علاوه بر
آن توسط سران صلیبی این کشور به سویة صدراعظم؛ هماره الفاظی تند بر ضد
مسلمین استفاده میشود که رسانههای جهانی اخبار آن را پخش کردهاند و
این علاوه بر چرندیات نابجا و تهمتهای ناروای صلیبییی است که در داخل
کتب درسی مکاتب این کشور، بر ضد تمدن درخشان اسلامی جاسازی شده و عقده
و کینة صلیبی بر ضد مسلمانان را همچنان زنده نگه میدارد.
ـ انگلستان: تبعيض و فشار دینی بر ضد مسلمانان در انگلیس برخلاف تصور
آنانی که فکر میکنند، جامعة انگلیس دارای تسامح زیادتری نسبت به
پیروان ادیان دیگر میباشد، بسیار تأسفبار است، عمق این فاجعة واقعی
را از روی ماجرای دختری مسلمان به نام »شابینا بیگم« میتوان دریافت.
چندی قبل وی جایزة مقاومت از سوی دادگاه عالی انگلستان را دریافت کرده
است! جریان از این قرار است که این دختر شانزدهسالة مسلمان به علت
رعایت حجاب اسلامی، خود چندبار از مکتب اخراج گردید. اما او با
پیگیریهای مکرر قضایی و مقاومت در برابر این بیعدالتی در نهایت
توانست رأی محکمه را به نفع خود تغییر دهد و به همین مناسبت نیز جایزة
سالانة مقاومت برای اعتقاد را به دست آورد. حال سؤال این است که آیا
همة دخترهای محجبة مسلمان در انگلیس میتوانند همت »شاه بیگمی« را
داشته باشند و آیا مسألة حجاب آن قدر با افراطگرایی اسلامی گره خورده
است که باید مرتکب آن را از مکتب اخراج کرد؟!...
در بارة تبعیض مذهبی بد نیست بدانید که جمعیت دو ملیونی مسلمان انگلیس
برخلاف پیروان ادیان دیگر در حمایت »مقررات مناسبات نژادی« قرار ندارند
و به همین دلیل در مقابل اهانتهای دینییی که به آنان میشود از خود
دفاع کرده نمیتوانند. نتایج بررسیهای جدیدی که در این کشور توسط
بنگاه »جامعة باز« انجام یافته است نشان میدهد که دامنة اسلامترسی و
آزار مسلمین در این کشور بعد از حادثة یازدهم سپتامبر همچنان در حال
گسترش است و بر اساس نظرسنجیها مشخص شده است که 80% از مسلمانان
انگلیسی گفتهاند، با انواع اسلامترسی و تنفر مذهبی در این کشور
روبهرو بودهاند؛ در این گزارش از مسلمانان انگلیس به عنوان بزرگترین
قربانی توهینهای لفظی و برخوردهای فیزیکی یاد شده و تأکید رفته است که
جامعة مسلمانان این کشور از جمله فقیرترین و حاشیهيیترین اقلیتهای
مذهبی و نژادی در اروپا به حساب میروند؛ در حالی که اقلیت مذهبی
مسلمان نسبت به یهودیان و سیکها و آیینهای هندویی، بزرگترین اقلیت
دینی این کشور را تشکیل میدهند!
ـ هلند: چندی پیش، بیبیسی گزارش داد که در پی سختگیریهای دولت هلند
بر ضد مسلمانان این کشور، این دولت به پیروی از دیگر کشورهای اروپایی
نظیر فرانسه، با تصویب قانونی اعلام کرد که از این پس باید تمام ائمة
مساجد، مسلمانان، فارغالتحصیل کشور هلند بوده و تابعیت هلندی داشته
باشند و خطبهها باید در عوض عربی و ترکی به زبان هلندی باشد و بس...!!
این درحالیاست که قبلاً »تیوون گوگ« یکی از فیلمسازان مشهور هلندی
فیلمی را که سراسر آن توهین و اهانت بر ضد اسلام بود به معرض نمایش در
اروپا گذاشته بود که همین موضوع در نهایت؛ صبر یکتن از جوانان مسلمان
آن دیار را به سر رسانده و به حیات ننگینش خاتمه داده بود.
ـ فلیپین: بر مبنای گزارش »اسلام آینلاین« شخصی به نام »فصيح دامارپا«
يکتن از نمایندهگان مجلس فليپين اخیراً پیشنهاد کرده است که یک موضوع
درسی در بارة اسلام در برنامههای درسی این کشور اضافه شود؛ وی اظهار
امیدواری کرده است که در صورت تصویب این لایحه، گام خوبی برای از
بینبردن باورهای نادرستی که دربارة اسلام وجود دارد و نیز تعصبات
روزافزون و تبعیض نژادی بر ضد مسلمانان، در این کشور برداشته خواهد
شد.!!
ـ تایلند: در سال گذشته بیش از 600 تن از مسلمانان در سه ولایت جنوبی
مسلماننشین تایلند به شهادت رسیده و اموال و جایداد بسیاری از
مسلمانان را به غارت برده و مصادره کردهاند.
این اعمال جنایتآلود؛ زیر نظر مستقیم صدراعظم متعصب تایلند »تاکسین
شیناواترا« انجام یافته است چنان که 78 تن از مسلمانان به دستور مستقیم
سربازان تاکسین خفه گردیده و جانهای خود را در ماه مبارک رمضان سال
گذشته از دست دادند و جالب است که جناب تاکسین علت مرگ مسلمین را روزة
ماه مبارک رمضان عنوان کرده است!!
ـ آمريكا: بعد از عملیات 11 سپتامبرکه در آن مسلمانان جهان توسط بوش به
جنگ صلیبی تهدید شدند، فشار بر روی جامعة دهملیونی مسلمان آمريكا بیش
از حد شده و مسلمانان در این کشور با انواع تهدیدها و فشارهای فیزیکی و
روانی مواجه گردیدهاند. این موضوع باعث گردیده که اخیراً از سوی شورای
روابط اسلامی ـ آمريكایی همایشی تحت عنوان »همایش اسلام هراسی« در
واشنگتن برگزار نموود؛ تا در آن موضوعاتی چون: اسلامهراسی در
رسانهها، تأثیر اسلامهراسی بر حقوق مدنی، روابط اسلام و غرب در
کشورهای اسلامی، باورهای نادرست دربارة مسلمانان در گفتوگوهای عمومی،
ارزیابی دوبارة ارزشهای دینی و غیره بررسی شوند. مدیر برگزاری این
شورا گفته است: این مشکلسازترین معضلهیي است که تا کنون با آن مواجه
بودهایم و علت همة ریشههای آن در عدم اعتماد و درک نادرست از اسلام
قرار دارد که منجر به درگیری دینی میگردد ...
ـ آلمان: اخیراً حزب مسیحی دموکرات آلمان خواهان ممنوعیت حجاب اسلامی
در مدارس دولتی آلمان شد.
حزب دموکرات مسیحی آلمان ادعا کرده است که حجاب زنان مسلمان به عنوان
یک نماد سیاسی به شمار میرود که در کتاب مقدس مسلمانان یعنی قرآن از
آن حرفی به میان نیامده است!! و این در حالی است که مقامات همین حزب
باور دارند که راهبههای مسیحی باید از قانون منع حجاب و یا منع هراصول
لباسپوشیدن دینی معاف شوند!!
هرچند این درخواست را بعضی از احزاب آلمانی رد کردهاند؛ از جمله حزب
دموکرات آزاد، اما این حزب مخالفت خود با این موضوع را به این دلیل
ابراز کرده، که اگر چنین قانونی تصویب شود، به دلیل شمولیت خود حتماً
راهبهها را نیز در بر میگیرد!!
و جالب است بدانید که در سال گذشته دادگاه عمومی آلمان امام مسجد
مولانای برلین را از این کشور به این دلیل اخراج کرد که وی از مقاومت
برحق فلسطین در برابر صهیونستها دفاع کرده است!!
ـ استرالیا: یکتن از استادان دانشگاه سیدنی در سخنرانی خود در دانشگاه
ملبورن گفت: رسانههای استرالیایی تصویرهای منفی و خلاف واقع از
مسلمانان را نشر میکنند!
در تحقیق این پژوهشگر که از میان 12 هزار مقاله به دست آمده؛ اشاره
شده است که رسانههای استرالیا مسلمین را خشن، ناسپاس و بیتمدن معرفی
میکنند...!!
ـ اکراین: دو ملیون مسلمان در کشور اکراین از افزایش حملات
نژادپرستانه بر ضد خود شدیداً شاکی هستند. اسلام آینلاین گزارش داده
است که شواهدی از محصلین مسلمانی که در اکراین مشغول تحصیلاند به دست
دارند که آنان اصرار دارند اکراینیها نسبت به ایشان توهین روا داشته و
هشدار دادهاند که وضعیت مسلمانان در اکراین به نحوی بیسابقه به سرعت
رو به وخامت گذاشته است. این توهینها با کتککاری و استفاده از سلاح
سرد بر ضد مسلمین همراه است. فدراسیون سازمانهای اجتماعی اکراین، از
افزایش این حملات اظهار نگرانی کرده است و گفته که این تبعیضات مخصوصاً
متوجه زنان مسلمانی است که در این کشور زندهگي میكنند. و جالب است که
بر مبنای تأیید سازمانهای جهانی؛ حتا پلیس اکراین هم در اذیت و آزار
مسلمانان مستقیماً دخالت دارد.
و قس علی هذا، توهینها و عقدهگشاییهای سایر کشورهای اروپایی نسبت به
مقدسات مسلمین که به انواع مختلف ادامه داشته و هرروز از این جنگل خبر
تازهتر از تازهتری میرسد...!
این مقدار اطلاعات موثق به عنوان مشت نمونة خروار چیزی است که از طریق
رسانهها به صورت متفرق گردآوری شده و میتواند عمقخصومت جاهلیت را بر
ضد اسلام به نمایش بگذارد؛ این یک روی سکه!
از جانب دیگر موازی با تفکر جنگ تمدنها؛ اکنون ایدة گفتوگوی تمدنها،
نیز در مجالهای فکری مطرح گردیده و علیالظاهر، غرب خود را بدان نیز
ملتزم نشان میدهد و با وجود راهاندازی شاهکارهای آنچنانی درخانة
خود بر ضد مسلمانان؛ با سرککشیهای چشمسفیدانه در خانة مسلمین؛
انتظار دارد که از جانب آنها به گرمی استقبال شود و دست آلوده به جنایت
و خیانتشان به گرمی از سوی مسلمانان فشرده شود!
و من نمیدانم وقتی مسلمانی تصویر به دست آمده از وضعیت توهینآمیز و
پر از تبعیض فعلی در داخل سرزمینهای غیر اسلامی بر ضد مسلمانان را
علاوه بر برخورد خصمانة پیشین و حال غربیان با امت اسلامی در قضایايی
چون فلسطین و امثالهم را در ذهنش مجسم سازد، آیا این سؤال جدی در فكرش
ایجاد نمیشود که با وجود پیدایش چنین تقابل عریانی میان دو طرف، صحبت
از گفتوگو و همزیستی چه قدر قرین به واقعیت بوده و جدی تلقی خواهد
شد!؟
آیا وقت آن هنوز نرسیده که دو جانب به فکر راه چارهيی اساسی برای
جلوگیری این بحران در حال ازدیاد باشند؟ آیا سیاستهای پنهان و طرحهای
توطئهآمیز تا چه وقت میتواند برای جهان کنونی ما راهگشا باشد؟
به نظر میرسد برای به نتیجهرسیدن در این راستا و نجات از این بنبست
شکننده و تضمین آرامش و ثبات که ماحصل طبیعی کنش و واکنشهای خصمانة دو
جریان در طول تاریخ است، بیشتر از دو گام اساسی فرا روی جهانیان وجود
ندارد؛ گامی مربوط به جهان غیر مسلمان مخصوصاً غرب مسیحی و گام دیگر
مربوط به مسلمین.
واقعیت این است که اکنون در جهان به صورت عمده، یک نبرد پنهان
ایدیولوژیک میان مسلمین و مسیحیان در جریان است، کشورهای غربی که اکنون
از گفتوگوی ادیان و تمدنها ظاهراً پشتیبانی و حمایت میکنند باید
عملاً حسن نیت خود نسبت به اسلام و مسلمین را نشان دهند آن هم به
گونهيی که به چنین معضلات و مشکلات تبعیضآمیز و شرمآوری در داخل
سرزمینهای خود نسبت به مسلمانان پایان دهند و هم در معامله و برخورد
با جهان اسلام، شیوههای استعماری را کنار گذاشته و بکوشند بعد از کسب
معرفت درست نسبت بدان، برخوردی منطقی مطابق با اساسات دینی مسلمین، با
آنان را در پیش بگیرند؛ این گونه برخورد احترامآمیز؛ میتواند موجبات
نزدیکی طرفین را فراهم آورده و زمینهساز صلح و آشتی واقعی در جهان
باشد؛ در غیر آن چاقوکشی و فشار یکجانبه و مغرضانه برای قایمکردن
سلطة جابرانه و توسعهطلبانه؛ به جایی نمیرسد و مشکلات را باز هم
مضاعف و مضاعف میسازد.
مسلمین نیز چه در داخل جهان اسلام و چه در بیرون از مرزها، مکلفاند با
همان شیوة حکیمانهيي که دینشان مبتنی بر آن است، به معرفی و دفاع از
ارزشهای اعتقادی خود بپردازند و بکوشند هرچه بهتر چهرة اصیل اسلام را
به جهانیان معرفی کنند و در این راه بایسته است تا همان آیت زیبای قرآن
سرلوحةشان باشد که میفرماید: ]ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ
بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي
هِيَ أَحْسَنُ[ »به راه پروردگارت با شیوة حکیمانه و نصحیت نیکو مردم
را دعوت کن و با ایشان به شیوة بهتر مجادله کن« و این همان شیوهيی
است که مکاید شیاطین را برای به دامانداختن مسلمین از میان میبرد و
اجازه میدهد مردم برای برخورد با این ارزش سترگ بیندیشند و
گمانهزنیهای باطل از ذهنشان بیرون رود.
معرفی درست اسلام در مقطع کنونی، امری بسیار مهم و اساسی است؛ جهانیان
باید مبانی و اصول دین ما را به صورت درست درک کنند و اگر مسلمانان در
جهت شناساندن درست دین برای دنیاییان از خود کوتاهی نشان دهند، یقیناً
بزرگترین ظلم را نسبت به دین خود مرتکب شده و جا را برای جاافتادن
مفاهیم خودساختة دشمنان اسلام، از این دین سترگ و گرانسنگ، باز
میگذارند.
البته مسلمین با کار دقیق و مخطط میتوانند افکار عمومی جهان را به سمت
حقایق و باورهای خود متوجه ساخته و آن گاه که چنین شد، دیگر میدان عمل
مفسدانی که میدانند چه میکنند، بسته شده و با ایجاد مقاومت فکری در
سطح جوامع، هرحقی به حقدار واقعی
آن ـ انشاءاللهـ خواهد رسید.
|