در باره ما مقالات    بزرگان افغانستان گزارشها هنر وادب اسلام   تماس باما English

 

 
 
          معرفت 43    
 

 

           
   

معرفت نوجوان متصدي صفحه: عبدالصبور كهن

       
   

 

    سرمقاله  
   

  چگونه بنويسيم؟
نوشته: علامحمد محمد


در بزم خفتگان بیدار
سعديا مرد نکونام نميرد هرگز      مرده آنست که نامش به نکويي نبرند
اشاره:
چون پديدة الگوبرداري و ادامه‌دادن راه دانشوران پيشين از نيازمندي‌هاي اساسي پيشرفت يک جامعه است، اهميت (شناخت گذشته‌گان) آشکار مي‌شود؛ روي اين اساس، معرفت نوجوان صفحة تازه‌يي براي معرفي و بررسي زنده‌گي‌نامة برخي از دانشوران نامور را در لابه‌لاي صفحات خود گنجانده است تا از يکسو شناخت دقيق از اين رجال به‌دست بيايد و از بحران فراموشي پيشينةمان نجات يابيم و از سوي ديـــگر داوري عادلانه در حق هرکدام داشته باشيم.
علامه صلاح‌الدين سلجوقي اهميت تذکره‌نگاري را در اين مي‌بيند:
(ما که نبايد تماماً بر گذشتة خود زيست کنيم، نيز نبايد که گذشته را تماماً فراموش کنيم، خصوصاً آن چه که مربوط به علم و مبادي علم است، بايد فراموش نشود؛ زيرا اينها عناصر جاويدي‌اند که به هيچ‌صورت به زمان و مکان پايبندي ندارد).
در اين شماره گوشه‌يي از زنده‌گي‌نامه و کار علمي امام فخر رازي«رح» را تقديم مي‌کنيم.
زنده‌گي شگفت‌انگيز امام فخر رازي«رح»:
پس از آن که پيامبر گرامي اسلام
 صلی الله علیه و سلم رسالت خويش را ـ که همانا ايجاد انقلاب در عقيده و انديشة انسان‌ها، منسجم‌کردن گرويده‌گان و برپايي حکومت اسلامي بود ـ به پايان رسانيد؛ پاسداري و حفاظت اين ميراث ارزنده به چهار ابرمرد نامدار مکتب پيامبر (خلفاي راشدين) سپرده شد و اين جانشينان، با همان جامعيت راه‌وکار آن حضرت صلی الله علیه و سلم را ادامه دادند و از قلمرو اسلامي به پسنديده‌ترين طرز، پاسباني کردند، ولي پس از افول اين دورة پربار «حکومت به روش نبوت» جاي خود را به »تسلط جاهليت« خالي کرد و فرمان‌هاي اسلامي از صحنة کاربردي کنار زده شد و اين يک پديدة طبيعي است که در زير چتر حمايت اين گونه پادشاهي؛ اخلاق، فلسفه، ادب و هنر جاهليت نيز به رشد و نمو مي‌پردازد، به اين دليل، علوم و فنون يونانيان و عجم‌ها چون علم فلسفه... بدون هيچ بازنگري و نقادي به حوزة انديشه و فنون اسلامي درآمد و چون زهر کشنده‌يي در شريان‌هاي پيکرة جامعة اسلامي به دوران آغاز کرد، ابوالاعلي مودودي، در اين رابطه مي‌گويد: »فلسفه، علوم و آداب يونان و عجم‌ها وارد جامعة اسلامي شدند، متعاقب آن در ميان مسلمانان بحث‌هاي کلامي آغاز شد، مسلک (اعتزال) پديد آمد، زندقه و الحاد پر و بال گشود، بعضي هنرهاي جاهلي خالص همچون مجسمه‌سازي، رقص، موسيقي و... در ميان اقوام مسلمان رواج يافت».
در جايي ديگر نوشته: «گسترش فلسفة يوناني، بنيان‌هاي عقايد را به لرزه درآورده بود، محدثين و فقها از علوم عقلي آگاهي نداشتند و کساني كه در علوم عقلي شهره بودند، کاملاً بردة فکري فلاسفة يونان بودند، در ميان آنان هيچ آدم ژرف‌انديشي نبود که اين ميراث فکري يونان را با ديدي انتقادي بررسي نمايد، و حتا يوناني را حقيقتي غيرقابل تغيير دانستند و آن را با همان قالب و مفهوم پذيرفتند، سپس به قطع و برش وحي آسماني پرداختندتا به قالب علوم يوناني بگنجد، اين روند، دين را چيزي غيرمعقول براي‌شان جلوه داد و هرچيز آن را مشکوک مي‌ديدند».
ولي اين روند ديري نپاييد و اين تاخت‌وتازهاي بي‌موجب وتَوسَن‌گونه به وسيلة علماي حق‌پرست و ژرف‌نگر مهار شد، اين عده از علماء، در آغاز کار با مطالعة بسيار عميق، به نقد فلسفة يونان پرداختند و چنان نقد قوي نمودند که ماهيت بسياري از بديهيات و اساسات پذيرفته‌شده را روشن کردند که يکي از پيشگامان اين جيش خجسته، ابوعبدالله محمد بن عمر مشهور به امام فخر رازي»رح« است؛ او يکي از قله‌هاي بزرگ علوم معقوله و منقولة اسلامي و زبده‌ترين عنصر نيکويي است که با حربة عقل و دانش در ساحة پهناور معقولات پيکار کرد و پردة خفا از چهرة ناب اسلام بــر کشيد؛ در سال543 /544 در شهر رَي، در خانة ضياءالدين عمر، خطيب شهر رَي نوزادي گام به هستي نهاد که بعدها شهرة کران تا کران جهان اسلام و حومة آن شد، با آن که وي در علوم تفسير، فقه، کلام، تاريخ، فنون رياضيه و فلسفه وحيد عصر گرديد، گاهي اشعار ناب و پُرباري هم از استعداد سرشار وي به دو زبان عربي و فارسي سروده مي‌شد. اين نمونة سروده‌اش:
اي دل ز غبار جهل اگر پاک شوي
تو روح مجردي بر افلاک شـوي
عرش است نشيمن تو شرمــت نايد
کايي و مقيم توده‌يي خـاک شوي
وي از مذهب شافعي و کلام اشعري پيروي مي‌کرد؛ نخستين آموزشگاه زادگاهش و نخستين آموزگارش، پدر بزرگوارش بود که کلام و اصول را به صورت اساسي از او آموخت؛ بعد از وفات پدرش به محضر استاد کمال سمناني، زانوي تلمّذ زده و علم فقه را به نيکويي فرا گرفت و بعد به حلقة درس (مجيد جيلي) درآمد و علم حکمت را آموخت و مروري هم به علم کلام نمود، بعد از کسب اجازه از اين استاد، افتخار شاگردي» عبد الرحمن بن عبد الکريم سرخسي« را يافت و دانش‌هاي پزشکي يونان، زکرياي رازي، بوسهل مسيحي و بوعلي سيناي بلخي را از اين آموزگار آموخت؛ براي فراگيري اين آموزه‌ها، از ري به مراغه، خوارزم، بخارا و سرانجام به هرات سفر نموده و در هرات مانده‌گار شد و مورد اکرام و احترام سلاطين غوري قرار گرفت و سلطان غياث‌الدين محمد بن سام غوري (متوفي 599 )مسجدجامع بزرگ و مدرسة جامع هرات را براي مجالس پند و درس امام، بنا نهاد که مساحت مسجد 16 جريب، 60 گنبد، 136 رواق، 444 پيل‌پايه و 6 دروازه مي‌باشد.
انشاءالله در شمارة آيندة معرفت، از معاصرين امام، وضعيت آن عصر، شاگردان مشهور وي و آثار ناب‌شان بحث خواهيم كرد. ادامه دارد...

چگونه بنويسيم؟                                                       اول صفحه
انشاء تحقيقي يا علمي:
انشاء تحقيقي ويژة موارد علمي، فني، اقتصادي، حقوقي و همة مطالبي است كه نيازمند تحقيق و استدلال است و براي نوشتن آن، بايد ضمن آگاهي از مباني علمي و فني، از اصول منطقي و عقلاني ياري جسته شود.
در اين نوع نگارش، بيان مطالب به صورت ساده و روشن، نهايت ضرورت را دارد و گر نه درك مفهوم آن دشوار مي‌شود و بايد از آوردن مطالب غيرلازم كه سبب پيچيده‌گي سخن مي‌شود، خودداري گردد؛ ديگر اين كه ترتيب منطقي كلام و توالي موضوع‌ها رعايت شود و دلايل مورد نياز طوري به‌دنبال هم قرار گيرد كه سخن، طبيعي جلوه كند و در پايان، نتيجه آشكارا مفهوم شود.
در اين نوع انشاء، براي توضيح برخي از قسمت‌ها، ذكر مثال لازم است، زيرا نگارش تحقيقي بر اساس استدلال قرار دارد؛ مثال‌ها بايد روشن و دقيق باشند و بتوانند به آساني خواننده را به مقصود نزديك سازند، ولي تعداد و مقدار اين شواهد نبايد آن قدر زياد باشد كه رشتة سخن از هم بگسلد و موضوع اصلي، در ميان حواشي مفقود شود.
تنها بايد در موارد ضروري مثال آورده شود، آن‌ ‌‌هم رسا و مختصر.
در نگارش موضوع‌هاي تحقيقي و علمي، دخالت‌دادن ذوق و احساسات شخصي روا نيست؛ بلكه بيان دلايل علمي و منطقي ملاك كار است؛ بنا بر اين، به هنگام نوشتن اين نوع مطالب، بايد مراحل زير را پيمود:
گزينش موضوعي برجسته با مضمون جديد علمي.
تفكر در بارة موضوع و تعيين خطوط اصلي سخن.
گردآوري مدارك و اسناد وگواهينامه‌هاي كافي و مآخذ معتبر و يادداشت‌كردن آنها.
تنظيم يادداشت‌ها با رعايت تقدم در ذكر هرنكته يا بخش.
نوشتن موضوع به صورتي مستدل همراه با شواهد و امثال لازم و با رعايت اصول نگارش و قواعد زبان.
پرهيز از زياده‌روي به سبب ورود مطالب غيرلازم و همچنين خودداري از فشرده‌گي كلام و پيچيده‌شدن اركان سخن و معاني.
بيان نتيجه.
ذكر مآخذ و منابع.
اين عناوين را مي‌توان از موضوع‌هاي انشاء تحقيقي به‌شمارآورد:
نقش مطبوعات در حيات اجتماعي يك ملت چيست؟ آن چه از تاريخ مي‌آموزيم، رابطة عقل ودين، بهترين راه اصلاح يك جامعه، آيا پيشروي بشر در آسمان‌ها مي‌تواند راه يك زنده‌گي اخلاقي و انساني را نيز هموار سازد؟
اجزاي يك انشاء تحقيقي:
انشاء تحقيقي نوعي مقاله است كه در آن، ميان مطالب، از آغاز تا پايان بايد ارتباط و پيوسته‌گي منطقي برقرار باشد؛ يك انشاء تحقيقي چه علمي باشد و چه فلسفي و چه اجتماعي ـ ادبي و غير اينها، شامل چهار ركن اصلي است: موضوع، مقدمه، متن و نتيجه.
موضوع: آن چه بايد در باره‌اش چيزي نوشته شود، معمولاً به يكي از صورت‌هاي زير عرضه مي‌شود:
يك كلمه: جنگ، صلح، آزادي، تربيت، اميد، شعر، نيكي، پايداري...
دوكلمه: فرد و اجتماع، آزادي و تربيت، زبان و تفكر، شكست و پيروزي...
گروهي از كلمات: وظايف انسان‌ها در قبال يكديگر، تأثير اميدواري در موفق‌زيستن، نقش فرد در اصلاح جامعه، اهميت مطبوعات در توسعة دانش...
جملة خبري: در هرمدرسه‌يي را كه بگشاييد، در زنداني را بسته‌ايد، با علم اگرعمل نكني، شاخ بي‌بري.
هرشكست مقدمة تازه‌يي است براي پيروزي، احترام به قانون وظيفة هرفرد جامعه است...
جملة پرسشي: از تاريخ چه مي‌آموزيم؟ يك معلم خوب بايد داراي چه صفات و خصوصياتي باشد؟ زنده‌گي در شهر بهتر است يا روستا؟ براي چه مقصودي رنج تحصيل دانش را تحمل مي‌كنيد؟
جملة امري: با ديگران بخند، اما به ديگران مخند، زيان‌هاي تملق و چاپلوسي را بنويسيد، منافع ديگران را محترم بشماريد، از حسد بپرهيزيد، درستي پيشه كنيد و با نيكان بياميزيد.
مقدمه: مقدمه گاه شامل تعريف كلمه يا كلماتي است كه موضوع سخن است يا در موضوع انشاء آمده است؛ تعريف بايد جامع و مانع باشد، يعني آن چه را كه مورد بحث است، به طور دقيق و كامل بشناساند و تنها در اطراف موضوع سخن دور بزند نه چيز‌هاي مشابه يا نزديك به موضوع. گاه مقدمه مركب از نقاطي است براي شروع بحث و آماده‌كردن ذهن خواننده، جهت درك مطلبي كه در انشاء مورد بررسي قرار خواهد گرفت؛ در اين صورت ممكن است مقدار اين مقدمه زياد باشد و به تدريج خواننده را در مسير موضوع مورد بحث قرار دهد؛ اين نوع مقدمات، در مرحلة تفسير لغوي يا تعاريف مختصر متوقف نمي‌شود و خود بخشي از متن كلام به‌شمار مي‌رود و معلوم است كه اين قبيل مقدمات، ويژة مطالب طولاني، مهم، علمي و استدلالي است و گاهي نويسنده به چند تعريف از ديگران كه جامع و مانع نيست، اشاره مي‌كند و سرانجام خود تعريفي جامع و مانع به‌دست مي‌دهد و آن ‌را با آوردن مثال روشن مي‌كند.
متن: مهمترين بخش يك نوشتة تحقيقي، متن اصلي آن است كه به بررسي جوانب مختلف موضوع مي‌پردازد و مي‌كوشد كه جوابي منطقي براي آن عرضه كند؛ متن انشاء به اقتضاي طبيعت موضوع آن شامل يك يا چند جنبه از جنبه‌هاي زير است:
تجزيه و تحليل: بيان موارد مشابهت و اختلاف براي مقايسة دو يا چند چيز، بيان ارتباط ميان دو يا چند پديده و بررسي جنبه‌هاي گوناگون يك نكتة علمي، فلسفي، اقتصادي...
توجيه و تفسير: بيان علت و دليل، نتيجه‌گيري از اطلاعات موجود، رد يا قبول موضوع و بيان جنبه‌هاي دشوار و پيچيدة مطلب مورد بحث.
شرح و تفصيل: بيان اهميت، فوايد و زيان‌ها، عيوب و محاسن، شرايط و موانع، نتايج و تأثيرات، هدف و وظيفه و...
نتيجه: نتيجه‌يي كه از هربحث گرفته مي‌شود، معمولاً به‌صورت يك پند يا دستورالعمل يا پيشنهاد يا هشدار و غير اين‌ها، در پايان آن نوشته مي‌‌آيد؛ گاهي نتيجة يك انشاء در متن آن نهفته است و به‌صورت جداگانه و مشخص بيان نمي‌شود، چنان كه در داستان‌هاي مشهور نويسنده‌گان بزرگ هم، روش كار به همين نحو است و آنها همانند شاگردان مكتب كه در پايان انشاء خود افراد صنف را مورد خطاب قرارمي‌دهند و پند‌ها مي‌‌گويند، نتيجة داستان خود را به‌طور آشكار و پندوار ذكر نمي‌كنند؛ اين خواننده است كه بايد از سير داستان نتيجة لازم را دريابد؛ با اين همه، نتايجي كه از يك انشاء يا مقاله گرفته مي‌شود، گاه به‌صورت مختلف بيان مي‌گردد و اشكال گوناگون دارد كه مي‌توان بدين شرح خلاصه كرد:
نتيجه‌يي كه از يك انشاء گرفته مي‌شود، گاهي جنبة امري دارد و مردم يا گروهي از مردم را به انجام‌دادن يا ندادن كاري، برنامه‌يي، طرحي و امثال اينها دعوت مي‌كند كه مثلاً: بايد چنين شود... بايد چنين باشد... نمي‌تواند چنين نباشد و گاهي جنبة خبري دارد.
از آن چه گذشت دانستيم كه شعر دو وجه دارد... پس هدف تربيت، تنها رفع نيازهاي اقتصادي جامعه نيست.
گاه نتيجه چيزي جز تكرار موضوع مقاله نيست كه به‌صورت جملة خبري بوده و درستي آن به اثبات رسيده است؛ بنا بر اين، نتيجه مي‌گيريم كه هرشكست مقدمه‌يي براي يك پيروزي تازه است.
گاهي هم نتيجه، پاسخ كوتاهي است به موضوع مقاله كه به‌صورت جملة پرسشي بوده است، پس وظيفة نويسنده‌گان، آگاه كردن مردم به حقوق خويش و بيان درد‌ها و رنج‌هاي آنها و دفاع ازحق ستمديده‌گان اجتماع است.
بعضي ازنتيجه‌ها هم چيزي جز خلاصة مطالب متن نيست و گاهي هم نتيجه، مطلب تازة است كه از متن استنتاج مي‌شود. ادامه دارد...

    به بهانه استقلال  
        ...رمضان ماه عروج انسان  
        راز مؤفقیت دعوتگر  
        زنان و ماجرای افسردگی  
        دیدگــــــــــــــــــــــاه  
        ...جهان، چالشهای نظم نوین و  
           
        !چرا دروغ ؟  
    گزارش ها  
    در محکمه چه میگذرد؟