|
روزه
های نفلی
نوشته: عبدالباری قانت
رمضان ماه عروج انسان بسوی خدا (چ)
در اين روزها در آستانة ماه مبارک رمضان قرار داريم که
خداوند آن را برای بندهگانش ماه رحمت و برکت قرار داده، يکی از
ستونهای پنجگانه در دين مبين اسلام گردانيده است.
خداوند(ج) تأثير و خصوصيت روزه را بهطور واضح در قرآن مجيد ذکر کرده
است؛ در سورة بقره همراه با اعلام فرضيت روزة رمضان، ارشاد شده «لعلکم
تتقون» يعنی فلسفه و هدف اين حکم، اين است که در شما تقوا پيدا شود.
خداوند متعال انسان را موجودی مرکب از دو شئ روح و ماده خلق کرده است؛
به عبارت ديگر، انسان موجودی مرکب از ملکوتيت و بهيميت است؛ در سرشت و
طبعيت او تمام آن خواستها و غريزههای مادی و طبعی که در ساير حيوانات
وجود دارند، موجود است و همراه با آن، در فطرت او آن جوهر نورانی
روحانيت و ملکوتيت که نعمت خاص مخلوق لطيف و نورانی ملأ اعلی، يعنی
فرشتهگان است، نيز وجود دارد.
سعادت و موفقيت انسان در اين است که جزء روحانی و ملکوتی او بر عنصر
حيوانی و بهيمی نمادی، غالب و مسلط بوده و آن را تابع و مطيع حدود و
قوانين خاصی قرار دهد و اين زمانی ممکن است که عنصر حيوانی و مادی او
به طور عادی از خواستهای ايمانی و روحانی اطاعت و فرمانبری كرده و
پايبند به احکام الهی شود، چون که اين امر از مقاصد خاص نبوت و شريعت
است؛ لذا در تمام شرايع و اديان پيشين حکم روزه وجود داشته است؛ در
قرآن مجيد به اين امت دستور داده شده كه روزه بگيرند:
«ای کسانی که ايمان آوردهايد! بر شما روزه واجب شده است، همانندي که
بر پيشينيان شما واجب بوده است تا باشد که پرهيزگار شويد» بقره: 183
به هرحال چون که روزه وسيلة مطيعقراردادن نيروی بهيمی و حيوانی انسان
برای نيروی ملکوتی و روحانی وي و سرکوب خواهشات نفسانی و غريزههای
جنسی در مقابل احکام و دستورهای الهی است؛ لذا امتهای قبل، نيز موظف
به گرفتن روزه بودهاند، گرچه به لحاظ تعداد روزها و ديگر احکام
تفصيلی، طبق حالات و ضروريات خاص آن امتها تفاوت وجود داشته است.
رای آخرين امت که عمر آن تا قيامت ادامه دارد، يک ماه روزه در سال فرض
شده و وقت آن از طلوع فجر تا غروب آفتاب تعيين گرديده و بدون ترديد اين
مدت، برای اهداف ذکرشدة فوق در اين زمان، مناسبترين و معتدلترين وقت
است؛ در کمتر از اين مدت، هدف رياضت و تربيت نفس حاصل نمیشود و اگر
بيشتر از آن تعيين میشد، مثلاً روزه در شب نيز لازم ميبود و فقط به
هنگام سحر اجازة افطار داده میشد، برای اکثر انسانها غيرقابل تحمل و
از نظر طبی نيز مضر بود، به هرحال تعيين وقت از طلوع فجر تا غروب آفتاب
و در سال يک ماه برای اين امت، در هرعصر و زمان مناسبترين و
معتدلترين وقت جهت رياضت و تربيت نفس است.
گرفتن روزه در ماه مبارك رمضان تعيين گرديد؛ ماهی که قرآن در آن نازل
شده و شب رحمتها و برکات بیحساب ـ شب قدر ـ در آن ماه است.
ما نميتوانيم فضيلت، توصيف، فلسفه، برکات و... اين ماه را در چند سطر
يا مقاله بيان کنيم، پس حالا نگاهی به حديثي از پيامبرصلی الله علیه و
سلم میاندازيم و فضيلت و بزرگی اين ماه بزرگ را در حديث ايشان مشاهده
ميکنيم.
ابوهريره(رض) از پيامبرصلی الله علیه و سلم چنين روايت ميكند: ثواب
هرعمل آدمي از ده برابر تا هفتصد برابر افزوده ميشود ـ يعني در مورد
اعمال خير اين امت، قانون عالم الهي چنين است که اجر يک نيکي به لحاظ
امتهاي پيشين حد اقل ده برابر خواهد شد و گاهي اوقات در اثر حالات خاص
عملکننده از نظر اخلاص، خشيت الهي و... بيش از هفتصد برابر داده خواهد
شد، سپس رسول اکرمصلی الله علیه و سلم اين قانون عام رحمت الهي را ذکر
فرمود ـ خداوند ميفرمايد: روزه از اين قانون عام مستثني و بالاتر است،
آن هدية خاص بندهام براي من است و من اجر و پاداش آن را خواهم داد،
بندهام براي رضا و خشنودي من هواي نفس، خوردن و نوشيدن را ترک کرده
است ـ پس من خودم بر حسب مشيئت خود پاداش اين فداکاري او را خواهم داد
ـ براي روزهدار دو خوشي و مسرت است، يکي به وقت افطار و ديگري به
هنگام شرفيابي به بارگاه مالک و مولاي خود، و سوگند به الله که بوي
دهان روزهدار به نزد الله از مشک خوشبوتر است و روزه ـ در دنيا براي
حفاظت از حملههاي نفس و شيطان و در آخرت براي حفاظت از آتش دوزخ ـ
سپري است و چون يکي از شما روزه گرفته باشد، بر وي لازم است که سخنهاي
بيهوده و فحش بپرهيزد و جنگ و جدال نکند و اگر کس ديگري با او جدال و
بدگويي کرد، به او بگويد که من روزه دارم»
چنان كه در حديث مشاهده کرديم، خداوند بندة روزهدار را دوست دارد و
ثواب و پاداش روزهاش را خود به عهده دارد؛ اين گفتة الهي عظمت و بزرگي
روزه را نشان ميدهد و در اخير حديث آمده است که روزه تنها در گرسنهگي
و تشنهگي نيست؛ بلکه جلوگيريکردن هريک از اعضاي بدن از گناه است که
شخص روزهدار بايد تمام اعضاي بدن خود را کنترول کند و از آلودهشدن به
گناه باز دارد، چنان كه پيامبرصلی الله علیه و سلم در حديث ديگري
ميفرمايند: »هرکس روزه گيرد، ولي از کارهاي بد و سخنان زشت دوري نکند،
خداوند به تشنه و گرسنهبودن او هيچ نيازي ندارد«
از خداوند منان ميخواهيم که ما را توفيق دهد در اين ماه مبارک بتوانيم
روزهيي داشته باشيم که او از ما خواسته است.
روزه های نفلی
اول صفحه
در شريعت مقدس اسلام، بعضي از زمانها بر بعضي ديگر و برخي از مکانها
بر برخي ديگر فضيلتهايي را دارا است و در کنار احکام که فرض و لازم
است، در صورتي که انسان مؤمني خواسته باشد به درجات بالاتري صعود نمايد
و فضيلت بيشتري را بهدست آورد، احکام نفلي هم در نظر گرفته شده است و
از آنجاييکه يک مجموعه از مسلمانها، به نوافل علاقمندند و به اين فکر
اند که چه کارهايي را انجام دهند تا به خداوند نزديكتر شوند، گاه مرتکب
اعمالي ميگردند که در شريعت نيامده است و فضيلتهايي را به روز ها و
شبهايي نسبت ميدهند که در شريعت آن گونه وارد نيست؛ در کنار اين
نوافل يکي هم موضوع روزهگرفتن است، روي اين اساس خواستيم برخي از
روزهايي که براي روزهگرفتن نفلي در احاديث صحيح ذكر شده است، اشاراتي
داشته باشيم تا آنانيكه خواسته باشند از اين فيض بزرگ مستفيد شوند، در
روشنايي بيشتر قرار گيرند.
روزة يک روز در ميان: بهترين روزة نفلي، روزهيي است که فرد يک روز را
روزه بگيرد و روز ديگر را افطار نمايد، در صحيح بخاري و مسلم حديثي
داريم که رسول خداصلی الله علیه و سلم فرمودند: «بهترين روزه، روزة
حضرت داودu است؛ روزي را روزه ميگرفت و روز ديگر را افطار مينمود»
سه روز از هرماه: بهتر آن است که روزهاي بيض(ـ سفيد ـ 13، 14و 15
هرماه) باشد؛ ابوذر(رض) از رسول خداصلی الله علیه و سلم روايت ميکند
که فرمودند: «اگر از هرماه سه روز را روزه ميگرفتي؛ سيزدهم، چهاردهم و
پانزدهم را بگير» روايت از ترمذي، نسائي، ابنحبان و احمد
دوشنبه و پنجشنبه از هرهفته: اسامه بن زيد(رض) ميگويد: «رسول خداصلی
الله علیه و سلم روزهاي دوشنبه و پنجشنبه را روزه ميگرفتند و
ميفرمودند: «اعمال مردم در اين دو روز به پيشگاه خداوند تقديم ميشود»
روايت از ابوداود
شش روز از شوال: (هرچند پيوسته هم نباشد، ولي بهتر آن است كه پيوسته
باشد و فرقي ندارد كه قضايي باشد يا نذري؛ به هرحال ثواب را کمايي
ميکند.) فقه الاسلامي وادلته
ابوايوب(رض) از رسول خداصلی الله علیه و سلم روايت ميکند که فرمودند:
»آن کس که رمضان را روزه داشته باشد، سپس شش روز از شوال را نيز روزه
بگيرد، همچون روزة زمانه است« روايت از مسلم، ترمذي و ابوداود
روز عرفه: روز نهم ذيحجه براي غير حجاج؛ حديثي را امام مسلم به اين
شرح روايت نموده است: «روزة روز عرفه را اين گونه ميپندارم که خداوند
گناهان يک سال قبل و يک سال بعد از آن را ميپوشاند»
هشت روز از ذيحجه، قبل از روز عرفه: حفصه ميگويد: چهار چيز را رسول
خداصلی الله علیه و سلم ترک نميکردند: «روزة عاشورا، دهة ذيحجه و سه
روز از هرماه و دو رکعت پيش از نماز صبح» روايت از احمد، ابوداود و
نسائي
تاسوعاء و عاشوراء{روز نهم و دهم ماه محرم}: ابنعباس حديثي را روايت
ميکند که رسول خداصلی الله علیه و سلم فرمودند: «اگر سال آينده حيات
داشتم، نهم و دهم محرم را روزه خواهم گرفت» روايت از صحيح مسلم
روزه در ماههاي حرام {ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب}: اينها بهترين
ماهها براي روزهگرفتن بعد از رمضان ميباشد.
روزة شعبان: حديثي را حضرت عائشه روايت ميکند که «پيامبر خداصلی الله
علیه و سلم بيشترين روزه را در ماه شعبان ميگرفتند» متفق عليه
تبصره:
الف: در برخي از محيطهاي اسلامي، در مورد شب و روز نيمة شعبان يا
پانزده برائت (برات) فضايل زياد و مبالغهآميزي را نسبت ميدهند و در
بين عوام به نام »روزة هزار روزه« معروف و مشهور شده است، در حاليکه
روايت صحيح قابل استدلالي در اين رابطه، وجود ندارد؛ براي
روشنشدن بهتر موضوع، نظرات برخي از دانشمندان اسلامي را در ذيل
ميآورم:
سيد سابق در کتاب فقه السنة مينويسد: «خاصساختن روزة روز نيمة شعبان
به اين گمان که فضيلتي بر غيرش دارد، از جملة مسايلي است که دليل صحيحي
ندارد»
دکتر وهبةالزحيلي در کتاب فقه الإسلامي و أدلته مينويسد: »گروهي از
علماء، روزة نصف اخير شعبان را مکروه دانستهاند و از امام شافعي نقل
ميکند که گفته است: روزهاش صحيح نيست، چون رسول خداصلی الله علیه و
سلم فرمودند: (وقتي شعبان نيمه شد، ديگر روزه نگيريد)»
دکتر يوسف قرضاوي در کتاب ديدگاههاي فقهي معاصر مينويسد: «در بارة شب
نيمة شعبان حديثي صحيح وجود ندارد، ولي احاديثي هست که بعضي از
دانشمندان آنها را حسن و بعضي آنها را مردود شمردهاند؛ به طور کلي
ميتوان گفت: پيرامون شب نيمة شعبان هيچ حديثي وارد نشده است...»
قاضي ابوبکر بن عربي ميگويد: «راجع به فضيلت نيمة شعبان يک حديث هم به
ثبوت نرسيده است...»
ب: روز 30 شعبان را علماء به نام يومالشك ياد ميكنند كه جمهور فقهاء،
روزهگرفتن را حرام ميدانند و در مذهب امام اعظم»رح« مكروه تحريمي
گفته شده است، اما همه بر اين اتفاق دارند كه اگر مصادف با روزي شد كه
فرد عادت به روزهگرفتن داشت، مثل روزة دوشنبه و پنجشنبه، براي آن فرد
مشخص مباح است. |